710 - احمد بن معاويه براى ما نقل كرد و گفت : عباد بن عباد ، از هشام بن عروه ، از پدرش حديث كرد كه جلّاس بن سُوَيد گفت : اگر آنچه محمد مىگويد حق باشد ما از خرهم بدتريم . عمير بن سعد كه فرزند خوانده و بزرگ شده در خانه او بود به وى پاسخ داد كه به خداوند سوگند آنچه او مىگويد حق است و تو از خر هم بدترى . عُمَير آنگاه اين خبر را به رسول خدا صلى الله عليه و آله رساند . اما جلاس نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و گفته او را تكذيب كرد و گفت : به خداوند سوگند من آن سخن را نگفتهام و او بر من دروغ بسته است . پس خداوند اين آيه را نازل كرد : يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَروُا بَعْدَ اسْلامِهِمْ « 1 » جلاس آنگاه گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين راست است . من آن سخن را گفتهام و اينك خداوند راه توبه را فرا رويم نهاده و از خداوند آمرزش مىطلبم و به درگاه او از آنچه گفتهام تو به مىكنم . آن مرد خسارتى را عهده دار بود يا بدهيى داشت و پيامبر صلى الله عليه و آله آن را پرداخت . اين است تفسير كلام خداوند كه گويد : وَ ما نَقَمُوا الّا انْ اغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ . « 2 » پس از نزول اين آيات پيامبر صلى الله عليه و آله به عُمَير فرمود : « گوشهايت درست شنيده و پروردگارت تو را تأييد كرده است » . عُمَير هم به جلّاس گفت : به خداوند سوگند ، اگر بيم آن نداشتم كه دربارهء من آيهاى يا وحى و الهامى نازل شود و كتمان مرا بر ملأ سازد ، آن را از تو كتمان مىكردم . « 3 » 711 - ميمون بن اصبغ براى ما نقل كرد و گفت : حكم بن نافع ما را حديث كرد و گفت : شعيب بن ابىحمزه از زهرى براى ما حديث آورد كه گفته است : عروة بن زبير برايم نقل خبر كرد كه اسامة بن زيد برايش نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله زمانى پيش از غزوهء بدر بر الاغى نشست كه پالان داشت و بر روى پالان قطيفهاى فدكى بود . آنگاه اسامه بن زيد را نيز پشت سر خود سوار كرد و با هم به عيادت سعد بن عباده در بنى
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 337
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٣٣٧
هامش
( 1 ) . توبه / 74 .
( 2 ) . توبه : 74 ، . . . و هيچ خردهاى نگرفتند مگر آن كه خداوند و پيامبرش از فضل خود آنان را بىنياز گردانيدند .
( 3 ) . مرسل است و پيشتر ، احاديث موصولى به همين مضمون گذشت .