تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦

برنخاسته‌اند . به آنان گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا كسى از شما نزد محمد رفته و او را از آنچه گفته بودم آگاهانده است ؟ گفتند : به خداوند ، نه . ما هيچ كدام هنوز از همين جا كه نشسته بوديم برنخاسته‌ايم . گفت : شگفتا ! كه من [ خبر ] همه آنچه را گفته بودم نزد آن گروه ديگر [ : مقصود گروهى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان آنها بود ] يافتم . به خداوند سوگند من كه تا امروز درباره او ترديد داشتم گويا همين امروز اسلام آورده‌ام ؛ گواهى مىدهم كه او رسول خداست . پس همراهان وى گفتند : نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برو تا برايت از خداوند آمرزش بخواهد . مدعى شده‌اند كه او نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت ، به گناه خود اعتراف كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله خدا نيز براى او آمرزش طلبيد . مدعى اند كه او ابن لصيت است و - بنابر ادعا - تا پايان عمر همچنان نااهل و دوروى بود . « 1 » 709 - ابراهيم براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن فليح ، از موسى بن عقبه حديث كرد كه گفته است : عبداللَّه بن فضل برايمان نقل كرد كه در پاسخ پرسش خود دربارهء زيد بن ارقم ، از انس بن مالك شنيده كه گفته است : هموست كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره‌اش فرمود : « او كسى است كه خداوند شنيده‌هايش را گواهى كرد » ؛ او هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خطبه مىخواند شنيد كه يكى از منافقان مىگويد : اگر اين مرد راست مىگويد ما از خر بدتريم . زيد بن ارقم [ كه اين را شنيد به او ] گفت : به خداوند راست مىگويد و تو براستى از خر بدترى . سپس اين خبر را به رسول خدا صلى الله عليه و آله رساند . گويند آن منافق [ در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله ] گفتهء خود را انكار كرد و خداوند اين آيه را بر پيامبر خويش فرو فرستاد : يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَروُا بَعْدَ اسْلامِهِمْ « 2 » مفهوم اين آيه كه خداوند نازل فرمود تأييد خبر زيد بود . « 3 »

هامش
( 1 ) . واقدى در مغازى ( ج 2 ، ص 435 ) اين حديث را به طريق خود آورده است .
( 2 ) . توبه / 74 : به خداوند سوگند مىخورند كه نگفته‌اند ، در حالى كه قطعاً سخن كفر گفته و پس از اسلام‌آوردنشان كافر شده‌اند .
( 3 ) . ابن هشام در سيره ( ج 2 ، صص 519 و 520 ) اين حديث را بدون سلسله سند از ابن اسحاق نقل مىكند . واقدى نيز در مغازى ( ج 3 ، ص 100 ) آن را نقل كرده است .