تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
مىنمايانى كه خداوند آنان را به اسلام راه نموده است ؟ » سپس افزود : « اى حسان ، درباره آن كه تو را ضربت زده است نيكى كن » . حسان گفت : اى رسول خدا ، او را به تو بخشيديم . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله در عوض « بئر حاء » را كه امروزه همان قصر بنى حَدِيله در مدينه است به او بخشيد . اين چشمه پيشتر از املاك ابوطلحة بن سهل بود . وى آن را به رسول خدا صلى الله عليه و آله هبه كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز آن را به عنوان جبران خسارت به حسان داد . پيامبر صلى الله عليه و آله همچنين كنيزى قبطى به نام سيرين به او بخشيد و اين كنيز بعدها از او صاحب فرزندى شد كه وى را عبدالرحمان بن حسان ناميدند . عايشه مىگفت : دربارهء ابن معطل پرسيده شده ديدند از خواجگان است و با زنان كارى ندارد . او بعدها شهيد شد . راوى گويد : حسان در شعرى ديگر از آنچه دربارهء عايشه گفته بود چنين عذر خواست :
حصان رزان ما تزن بربية * وتصبح غرثى من لحوم الغوافل فان كنت قد قلت الذي قد زعمتم * فلا رفعت سوطى الى أناملى فكف وودى ما حييت و نصرتى * لال رسول اللَّه زين المحافل فان الذي قد قيل ليس بلائط * ولكنه قول امرى بى ما حل « 1 »
راوى گويد : يكى از مسلمانان دربارهء مضروب شدن حسان و دوستانش به دليل تهمتى كه زده بودند چنين گفته است :
لقد ذاق حسان الذي كان اهله * وحمنة إِذا قالوا هجيراً و مسطح تعاطوا برجم الغيب زوج نبيهم * وسخطة ذى العرش الكريم فأترحوا
هامش
( 1 ) . زنى پاكدامن و نجيب كه هيچ گمان ناروايى درباره‌اش نمىتوان داشت و لاغر است و گوشت زنان بىگناه و بىخبر به تهمت نخورده است . اگر كه من دربارهء او آن سخن را كه مدعى هستند گفته باشم هرگز تازيانه كيفر از من برداشته مباد . چگونه مىتوان چنان باور داشت ، در حالى كه در همه زندگى دوستدار خاندان رسول خدا ( ص ) بوده‌ام و ياورى من از آنها زينت مجالس بوده است . آنچه گفته شده سخنى روا نيست ، بلكه گفتهء مردى است كه بدخواه من است و سخن‌چينى كرده است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 329 | ابن شبة النميري / صابرى