تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

693 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حماد ، از كلبى ، از ابن عباس حديث كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله آن كسانى را كه در مورد عايشه آن سخنان را گفته بودند ، حسان بن ثابت ، مسطح بن اثاثه و حمنه دختر جحش را هشتاد تازيانه زد . « 1 » 694 - زهير بن حرب براى ما نقل كرد و گفت : جرير ، از اشعث بن اسحاق قمى حديث كرد كه كسانى كه به عايشه تهمت زدند حسان بن ثابت ، عبداللَّه بن ابى ، حمنه دختر جحش و مِسْطَح بن اثاثه بودند و پيامبر صلى الله عليه و آله بر آنان حد جارى ساخت . « 2 » 695 - ابوعاصم نبيل براى ما نقل كرد و گفت : حسن بن زيد علوى ، از عبداللَّه بن ابىبكر نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله حسان و مسطح را حد زد . ابوعاصم گويد : از او پرسيدم . آن زن را چطور ؟ گفت : زن را هم حد زنند . « 3 » 696 - هارون بن معروف براى ما حديث كرد وگفت : عَتّاب بن بشير ، ازحصيف ، از سعيد نقل كردكه آيه انَّ الَّذينَ يَرْموُنَ المحْصَنات « 4 » اختصاصاً دربارهء عايشه نازل شده است . « 5 » 697 - ابوحذيفه براى ما نقل كرد و گفت : سفيان ، از حصيف براى ما حديث كرد كه گفته است : از سعيد بن جبير پرسيدم كه آيهء إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ دربارهء چه كسى نازل شده است ؟ گفت : اختصاصاً دربارهء عايشه . « 6 » 698 - ابوحذيفه براى ما نقل كرد و گفت : سفيان ، از سلمة بن نبيط ، از ضحاك حديث

هامش
( 1 ) . حديث موقوف و ضعيف است ؛ سند مشتمل بر كلبى و او راويى متروك است . طبرانى به طريق خود اين حديث را در معجم الكبير ( ج 23 ، ص 228 ) از سعيد بن جبير به صورت مرسل نقل كرده است . هيثمى در مجمع ( ج 7 ، ص 80 ) گفته : سند مشتمل بر ابن‌لهيعه است و در او ضعف است . ديگر رجال اين حديث رجال صحيح هستند .
( 2 ) . سند حديث حسن است . در متن ابن شبه به جاى قمى ، قمنى آمده ، اما آنچه ما به استناد تقريب التهذيب آورده‌ايم درست است .
( 3 ) . حديث موقوف و حسن است .
( 4 ) . نور / 22 : كسانى كه زنان شوهر دار را . . . به زنا متهم كنند . . . .
( 5 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 23 ، ص 226 ) اين حديث را نقل كرده و شيخ او در سلسله سند اين حديث ضعيف است .
( 6 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 23 ، ص 227 ) اين حديث را نقل كرده و هيثمى در مجمع ( ج 7 ، ص 79 ) در اين باره گفته است : سند مشتمل بر يحيى حمانى است و او راويى ضعيف است .