تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
است كه معاوية بن ابىسفيان ، نعمان بن بشير را به ساختنش فرمان داد تا دژى براى ساكنان مدينه باشد . گفته مىشود : واقع امر چنين نيست : بلكه معاويه در روزگارى كه در مدينه بود مروان بن حكم را بدين كار فرمان داد و او نيز كار را به نعمان بن بشير واگذاشت . در اين قصر سنگى است و بر آن چنين نوشته است : « لعبد اللَّه معاويه امير المؤمنين ، ممّا عمل النعمان بن بشير » اين قصر از آن روى قصر خلّ نام گرفت كه بر كنار راه است و در زبان عربى هر راهى را كه از دشت سوخته و يا ريگزار بگذرد « خل » گويند . قصر بنى جُدَيله را هم معاوية بن ابىسفيان ساخت تا دژى براى مدينه باشد . اين قصر دو در داشت : درى به زمين بنى جُدَيْله گشوده مىشد و درى ديگر در گوشه جنوب شرقى ، نزديك سراى محمد بن طلحه تيمى بود . امروزه اين قصر به عنوان اقطاع از آنِ عبداللَّه بن مالك خزاعى است . طفيل بن ابىكعب انصارى به دستور معاويه كار بناى اين قصر را بر عهده داشته ، و بئر حاء نيز در وسط اين قصر است . 612 - حزامى براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن وهب ما را حديث كرد و گفت : عطاف بن خالد براى ما نقل كرد و گفت : حسان بن ثابت در دژ خود « فارع » مىنشست و دوستانش نيز گرد او جمع مىشدند . وى براى آنان فرشى مىگسترد و بر آن مىنشستند . روزى در حالى كه فراوانى عرب‌هايى را كه به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرسيدند و سلام مىكردند مىديد گفت :
ارى الْجَلابِيب قَدْ عَزُّوا وَقَدْ كَثُرُوا * وَ ابْنُ الْفُريعه امْسى بَيْضَةَ الْبَلَد « 1 »
اين سخن به رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد فرمود : چه كسى از عهدهء آن فرش نشينان برمىآيد ؟ صفوان بن مُعَطَّل گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، من خود زحمت آنها را كم مىكنم .
هامش
( 1 ) . اين غريبه‌ها را مىبينم كه رو به فزونى نهاده‌اند و عزيز شده‌اند و پسر فُرَيعه در اين شهر تنها شده است . بنگريد به : ديوان حسان بن ثابت ، تحقيق د . حنفى حسنين ، ص 160 .