تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
راهى و هر سمتى به سوى مدينه درآمدند . 611 - ابوغسان گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از ايوب بن سيّار ، از عبداللَّه بن محمدبن عقيل ، از جابر بن عبداللَّه نقل كرد كه گفته است : ثنية الوداع از آن روى بدين نام شهرت يافت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در هنگام بازگشت از خيبر چون بدان‌جا رسيد به مسلمانانى كه همراه او بودند و زنانى به عنوان متعه در اختيار داشتند فرمود : زنانى را كه به عنوان متعه در اختيار داريد واگذاريد و رها كنيد . بدين سبب آنجا ثنية الوداع نام گرفت .

سراى هشام بن عبدالملك ، قصر خل و قصر بنى جديله

آنچه هشام بن عبدالملك را به بناى سرايى كه در سوق واقع شده است وا داشت ، اين بود كه دايى او ابراهيم بن هشام بن اسماعيل كه كارگزار حكومت هشام در مدينه بود ، براى وى نامه نوشت و به او ياد آور شد كه معاوية بن ابىسفيان در بازار مدينه دو سراچه به نام‌هاى « دار القطران » و « دار النقصان » ساخته و بر آنها خراج قرار داده است . وى همچنين به خليفه پيشنهاد كرد سرايى بسازد و كل بازار مدينه را داخل آن قرار دهد . هشام اين پيشنهاد را پذيرفت و سراى ويژه را ساخت و همه بازار را در داخل آن قرار داد . وى براى اين سرا درى شمالى در سمت شمال گوشهء سراى عمر بن عبدالعزيز در ثنيه « 1 » قرار داد و ميان آن تا سراى عمر بن عبدالعزيز سه ذراع فاصله گذاشت . وى سپس ديوارى ديگر در موازات اين ديوار ساخت و آنگاه پايه‌هاى اين ديوار را به اطراف كشيد و در همه جا اين ديوار با سراهاى موجود سه ذراع فاصله داشت . ديوار را تا كوچه‌اى كه آن را زقاق ابن جبين گويند ادامه داد و در اينجا درى گشود و بر كوچه‌اى هم كه آن را زقاق بنى ضَمْرَه مىگفتند و در جوار سراى ، آل ابىذئب قرار داشت درى قرار داد . آنگاه بر زوراء در نقطه پايانى بلاط ، درى قرار داد و سپس ديوار را ادامه داد تا به حصار غربى

هامش
( 1 ) . مقصود ثنية الوداع است - م .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 259 | ابن شبة النميري / صابرى