تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

متروكه‌اى بود - و تا سراى ابن ابىسليم كه آن را دار التنوير گويند و در سمت شمال مصلى است منزل گزيدند . بنى المصطلق بن سعد بن عمرو و برادرش كعب بن عمرو ، طايفهء جويريه همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله ، در پشت حرّهء بنى عضيده « 1 » تا نزديك سراى عمر بن عبدالعزيز در حرّه ، تا سرايى كه آن را دار الخرّازين مىگفتند منزل كردند .

ثَنِيَّةُ الوداع و علت نامگذارى آن بدين نام

610 - ابوغسان گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از عامر ، از جابر نقل كرد كه گفته است : هر كس به مدينه مىآمد تنها مىبايست از طريق ثنية الوداع به شهر درآيد و در آنجا تعشير « 2 » كند . اگر تعشير نمىكرد پيش از آن كه از مدينه بيرون رود مىمرد . چون كسى بر اين گردنه يا پيچ مىايستاد مىگفتند : وداع كرده است ، و از همين روى اين پيچ به ثنية الوداع نامور شد . اين وضع ادامه داشت تا هنگامى كه عروة بن وَرْد عَبْسى راهى مدينه شد . چون به ثنية الوداع رسيد به او گفتند : تعشير كن [ اما او تعشير نكرد و ] « 3 » چنين شعر خواند :

لَعَمْري لَئِنْ عَشَّرْتُ مِنْ خشيةَ الرَّدى * نُهاق الحميرِ انَّني لَجَزوُع « 4 »
وى سپس به شهر آمد و به يهوديان گفت : اى جماعت يهود ، شما را به تعشير چه كار ؟ گفتند : هيچ كس از غير مردمان مدينه بدين شهر در نيايد و تعشير نكند ، مگر آن كه بميرد و هيچ كس از غير ثنية الوداع به شهر نيايد مگر آن كه سستى و لاغرى او را بكشد . اما عروه تعشير را واگذاشت و پس از او ديگر مردمان نيز اين كار را وانهادند و از هر
هامش
( 1 ) . حره بنى عضيده در غرب وادى بطحان است . بنگريد به وفاء الوفا ، به تحقيق محمد محيى الدين‌عبدالحميد ، ج 4 ، ص 1187 .
( 2 ) . مقصود از تعشير آن است كه به يك نفس ده بار صداى الاغ در آورد . بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 559 .
( 3 ) . افزوده به استناد وفاء الوفا ، چاپ آداب ، ج 2 ، ص 275 .
( 4 ) . به جانم سوگند ، اگر كه از ترس مرگ صداى الاغ در آورم بسيار ترسو و نگرانم - م .