ميان بنى كعب مىگذرد و به محلهء حمارين مىرسد ، سرايى ديگر ساخت . او از قسمت پايين اين سرا درى ديگر به كوچه گشود ، به گونهاى كه سراى او با آن كه يكى بيش نبود دو سرا به نظر مىرسيد .
امروزه اين سراى يكپارچه در دست فرزندان او و به صورت وقف اولاد است .
598 - گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از سعيد بن يحيى بن حسن بن عثمان زهرى ، از جدش حسن بن عثمان در پايان حديثى كه آن را در صدقات بنى زهره نوشتهام ، نقل كرد كه « آن سراىها به عنوان وقف تثبيت شد . »
اينك نسخهء وقف نامهء سعد را درباره سراى هايش ، عيناً به همان صورت كه بوده و نوشته شده است ، بدون تغييرى در ضبط كلمات از وقف نامهء او نقل مىكنم . اين نسخه را هشام بن عبداللَّه مخزومى به من داده است . او قاضى بود و دربارهء برخى از مسائل اين وقف اختلاف و نزاع داشتهاند و از همين روى به او مراجعه كرده و سند وقف نامه را هم به او عرضه كردهاند و نزد او ثبت شده است .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
« اين سند نبشتهء سعد بن ابىوقاص است براى دخترش حفص و دو دختر او .
سكونتگاهى كه حفص در آن است و سعد در آن مىزيد ، پايين و بالا ، همهء قسمتها سكنى است ، نه فروخته شود ، نه ارث برده شود و نه هبه شود . تنها سراى وقف است . حفص و دخترانش حق دارند در اين سراى سكنى گزينند و البته حفص هيچ مردى را در آن سكونت ندهد مگر با اجازه دختران خويش . سكونتگاهى كه اكنون زبراء در آن مىنشيند ، همچنين خانهء دُمَيّه - اگر كه دُمَيّه بيرون رود يا بميرد - و نيز خانهاى كه در جوار آن است ، و سرانجام خانهء بير ، همه از آن زبراء است ، بدين معنى كه در آن سكونت گزيده شود ، به فروش نرسد ، ارث گذاشته نشود و هبه نشود ؛ وقف است و حجير ، دختر سعد نيز بتواند در خانهاى كه مادرش در آن مىزيد ، سكنى گزيند . اين را براى آن زنان و دخترانى نوشتهام كه ستم ورزند يا [ خاندان را ] ترك گويند . هيچ كدام از آن چنانچه شوهر كنند در اين سراى حق سكونت ندارند ، مگر بر همان شرط كه نوشتهام .
سكونتگاه مادرِ بجير و مشربهاى كه بالاى اين سكونتگاه است ، بر همان شرط كه
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 234
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٣٤