طلحة بن سعيد رسيد و از آن پس در اختيار به كار بن عبداللَّه بن مصعب زبيرى قرار گرفت .
599 - ابومطرف بن ابى وزير براى ما نقل كرد و گفت : سفيان بن عُيَيْنه ، از عَمْرو بن دينار ، از يحيى بن جعده حديث كرد كه گفته است : پس از آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه آمد سراىها را به مردم اقطاع كرد . در اين هنگام طايفهاى از بنى زهره به نام بنو عبدزهرة - و البته اين نام براى ما ناشناخته مانده است - بن امّ عبد به اعتراض آمدند . رسول خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ فرمود : « پس براى چه خداوند مرا برانگيخته است ؟ خداوند امتى را كه در ميان آنان حق ضعيف به وى داده نمىشود ، مقدس ندارد » . « 1 »
سراى بنى تَيْم
ابوبكر سرايى در كوچه بقيع در مقابل سراى كوچك عثمان اختيار كرد . او سرايى ديگر هم در مسجد برگزيد ، و اين همان منزل است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهاش فرمود : « همه اين درها را كه به مسجد گشوده مىشود ببنديد مگر درِ سراى ابوبكر را » . « 2 » 600 - ابوغسان گفت : محمد بن اسماعيل بن ابىفديك برايم نقل كرد كه عمويش برايش نقل كرده است كه دريچهاى كه در سمت غرب مسجد به دار القضا گشوده مىشود دريچه ابوبكر است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء آن فرمود : « همه اين درها را كه بر مسجد من گشوده مىشود ببنديد مگر آن دريچه كه از آن ابوبكر صديق است . » « 3 »
هامش
( 1 ) . خبر مرسل و حسن است .
( 2 ) . منابع اين حديث همان منابع پسين است . البته بر آگاهان به حديث و تاريخ پوشيده نيست كه چگونه اين حديث و حديث پسين در برابر احاديثى قرار داده شده است كه به سندهاى صحيح در منابع شيعه و سنّى آمده و از اين خبر مىدهد كه پيامبر همه درهايى را كه به مسجد گشوده مىشد بجز درى كه به خانهء علىّ عليه السلام بود نبست - م .
( 3 ) . بخارى ( 467 ) ، نسائى در فضائل الصحابه ( 1 ) ، احمد در مسند ( ج 1 ، ص 270 ) ، همو در فضائل الصحابه ( 67 ) ، طبرانى ( 11938 ) ، ابن حبان ( 6860 ) ، ابن سعد ( ج 2 ، صص 227 و 228 ) ، ابوبكر قطيعى در زيادتى كه بر فضائل الصحابه دارد ( 134 ) و ابويعلى ( 2584 ) ، همه از طريق ابن عباس اين روايت را نقل كردهاند . بنابراين روايت رسول خدا صلى الله عليه و آله در روزهاى آخرين بيمارى ، در حالى كه دستمالى بر سر بسته بود به مسجد آمد و بر منبر نشست . خداى را سپاس و ستايش گفت و سپس فرمود : هيچ كس در ميان مردم نيست كه او را بيش از ابن ابىقحافه بر من منت جان و مال باشد . اگر من در ميان مردم خليلى مىگرفتم ، ابوبكر خليل من بود . اما من چنين خليلى نگرفتهام و برادرى و دوستى به آيين اسلام برقرار است . هر دريچهاى را كه به مسجد گشوده مىشود ببنديد ، مگر دريچه ابوبكر را . اين متن ابن حِبّان است .