تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

عباس بن حسن ، اين چشمه در اختيار دو تن به نام‌هاى « مصدر كبير » وابستهء حسن بن حسن و مروان بن عبدالملك بن خارست بوده ، حمزة بن حسن درباره اين ملك بر ضد اين دو اقامه دعوى كرد . به سود حمزه حكم كردند و در نتيجه اين ملك نيز در شمار اوقاف قرار گرفت . على [ عليه السلام ] در عين سكر نيز مزرعه‌اى داشت . او در چشمه‌اى در بيره كه خود در شمار صدقات است نيز جويى داشت . در حَرّهء رجلاء « 1 » در جوار شِعب زيد واديى به نام احمر از آن او بود . نيم اين وادى وقف و نيم ديگر در دست آل مناع از طوايف بنى عدى است كه على [ عليه السلام ] آن را به ايشان بخشيد . كل اين ملك در دست اين خاندان بود تا هنگامى كه حمزة بن حسن در اين باره بر ضدشان طرح دعوى كرد و نيمى را كه وقف بود از ايشان ستاند . همچنين در حرهء رجلاء وادى ديگرى به نام بيضاء داشت كه در آن چند مزرعه و چند قطعه اراضى واگذاشته « 2 » وجود داشت و اين هم جزو اوقاف اوست . او در حرّهء رجلاء افزون بر اين چهار چاه به نام‌هاى ذات كمات ، ذوات العشراء ، قعين ، معيد و رعوان داشت كه همه در شمار اوقاف و صدقات اوست . در ناحيه فدك و ميان دو حرّه « 3 » شرقى و غربى واديى به نام « رعيه » داشت كه در آن نخل‌هايى چند و باريكه‌اى از آب بود كه در جويى كوچك جريان مىيافت و در شمار اوقاف او جاى دارد .

هامش
( 1 ) . حرّه رجلاء يا حرّه رجلى در سرزمين بنى قين و ميان شام و مدينه است . از آن روى بدين نام خوانده‌شده كه راه رفتن در آن دشوار است و بايد قدم به قدم جلو رفت . در صحاح آمده است : حرة الرجلى ، زمينى صاف و پر از سنگ است و راه رفتن در آن دشوار . بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 288 چاپ آداب .
( 2 ) . در متن « عفا » آمده است . در زبان عربى گويند : « اقطعه العفا » ، يعنى زمينى كه در آن مسلمان يا اهل ذمّه‌اى نباشد و در آن نشانى از ملكيت كسى يافت نشود ، به كسى واگذار گردد . اين از مصدر عفى به معناى كهنه شدن و از ميان رفتن است . احتمال دارد كه عفا ، همچنين ، صفت زمين و مقصود از آن زمين باشد كه در آن نشانى از آبادى نيست . بنگريد به : فائق ، ج 2 ، ص 166
( 3 ) . در متن « لا بتى حره » آمده و « لابتى » تثنيه « لابة » است كه به معناى حره است گفته شده اين به دو حره يادغ يعنى زمين سوخته و بى حاصل ، در شرق و غرب مدينه اشاره دارد . اصمعى گويد : لابه زمينى است كه از سنگ‌هاى سياه پوشيده است . بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 366 از چاپ آداب .