و نه به كسى ارث رسد ، تا آن هنگام كه خداوندى كه وارث زمين و هر كه بر آن است و خود برترين وارثان است آن را به ارث برد . گويد : [ : احتمالًا ابوزيد بن شبّه ] در حديث نخست آمده بود كه على [ عليه السلام ] آن ملك را خريد . خداوند خود مىداند كه كدام بوده است . گويد : املاك على [ عليه السلام ] چشمههايى پراكنده در ينبع بود كه از آن جمله است : چشمهاى به نام عين البحير ، چشمهاى به نام عين ابن نَيْزر « 1 » ، چشمهاى به نام عين نولا ، كه امروز آن را « عدر » گويند و همان است كه گفتهاند على [ عليه السلام ] با دستان خود در آن كار كرد . در جوار همين چشمه و در همين محله مسجدى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در راه ذى العشيره و هنگامى كه براى رويارويى با كاروان قريش عازم آنجا بود در آن نماز گزارد . « 2 » از آب اين چشمهها شربهايى در دست برخى اقوام است و برخى مدعىاند كارگزاران اوقاف آنها را به ايشان دادهاند ، كسانى هم كه اين حق شربها را در اختيار دارند ، مدّعى مالكيت آنها هستند . در اين ميان تنها عين نولا در شمار خالصههاست ، مگر چند نخلى در همين عين نولا كه در دست زنى به نام بنت يعلى ، وابستهء على بن ابىطالب [ عليه السلام ] است . على [ عليه السلام ] در ينبع بغيبغات را پديد آورد . بغيبغات مجموعهء چاهها و چشمههايى است كه از آن جمله است چشمهاى به نام خيف « 3 » الأراك ، چشمهاى به نام خيف ليلى و چشمهاى ديگر به نام خيف بسطاس كه در آن قطعهاى نخلستان در جوار چشمه است . بغيبغات از چاههايى است كه على [ عليه السلام ] خود حفر و اراضى آنها را آباد كرد و آنگاه آنها را وقف كرد . اينها همچنان در شمار صدقات و اوقاف او بود تا هنگامى كه حسين بن على [ عليه السلام ] آنها را به عبداللَّه بن جعفر بن ابىطالب داد تا از محصولاتش بخورد و خرج و بدهى خود را از محل درآمد آن بدهد ، بدين شرط كه دختر خويش را به همسرى يزيدبن
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢١٩
هامش
( 1 ) . عين ابىنَيزَر از اوقاف على بن ابىطالب است . در آن آب و نخل فراوان وجود داشت . ابونيزر ، يعنىهمان كه اين آبادى به او نسبت داده مىشود وابستهء ( مولى ) على عليه السلام بود . بنگريد : وفاء الوفا ، ج 2 ، صص 263 و 264 از چاپ آداب .
( 2 ) . اين خبر در وفاء الوفا ( ج 4 ، ص 1271 به تحقيق محيى الدين عبدالحميد ) آمده است .
( 3 ) . خيف زمينى را گويند كه از كوه پايينتر و از درهاى كه گذرگاه سيل است بالاتر است . بنگريد به : الفائق ، ج 1 ، ص 377 .