آنچه در وادى ترعه « 1 » داشتهام و نيز كسان اين وادى « 2 » وقف و صدقهاند ، و البته براى زريق همان حق و پيمانى است كه براى ديگر دوستانش نوشتهام . آنچه در اذنيه داشتهام و نيز كسانش وقف و صدقهاند . فقير هم كه چنان كه مىدانيد از آن من بوده ، وقف فى سبيل اللَّه [ : جهاد ] است . آنچه از اين املاك خود وقف كردم انجامش لازم است . من زنده باشم و يا مرده ، و در هر موردى كه رضاى خداوند باشد ؛ اعم از جهاد فى سبيل اللَّه ، يا بستگان ( بنىهاشم و بنى مطّلب و دور و نزديك ) ، مصرف شود . حسن بن على متولى اين وقف است ، به اندازه از آن مىخورد و در هر موردى كه خدا او را بدان راه نمايد و حلال و روا باشد خرج مىكند و در اين باره هيچ گناهى بر او نيست . چنانچه خواست اين اوقاف را از محل درآمدهايش ترميم و نوسازى كند ، به خواست خداوند اين كار را انجام دهد و در اين باره هيچ گناهى بر او نيست . چنانچه خواست مقدارى از اين آب بفروشد و بدان بدهى بپردازد ، به خواست خداوند اين كار را انجام دهد و هيچ گناهى بر او نيست . چنانچه هم خواست آن را به ملك « 3 » بدل كند اين كار را انجام دهد . وصايت فرزندان على و ولايت اموالشان با حسن بن على است . چنانچه خانه حسن غير از خانه وقف باشد و بخواهد آن را بفروشد ، آن را به خواست خداوند مىفروشد و در اين باره بر او هيچ گناهى نيست . اگر بفروشد بهاى آن را سه قسمت كند ؛ يك سوم را در راه خدا دهد ، يك سوم را به بنى هاشم و بنى مطّلب اختصاص دهد و يك سوم را نيز به آل ابىطالب دهد - و البته يك سوم آل ابىطالب را به هر مصرفى كه خداوند به دو راه نمود ، برساند . اگر در زمانى كه حسين [ عليه السلام ] زنده است براى حسن [ عليه السلام ] پيشامدى رخ دهد ، ولايت اين وقف با حسين بن على [ عليه السلام ] است و او در اين باره همان گونه عمل مىكند كه حسن را فرمودهام ؛ همان حقوقى را داراست كه براى حسن [ عليه السلام ] نوشتهام و همان تكاليفى بر
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٢٣
هامش
( 1 ) . ترعه واديى است كه از سمت قبله به اضم متصل است . بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 270 چاپ آداب .
( 2 ) . مقصود از كسان وادى در اينجا بردگانى است كه در مزارع يا باغهاى آن كار مىكردهاند - م .
( 3 ) . مقصود ملك غير وقف است - م .