تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

583 - ابوغسان گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از سليمان بن بلال ، از جعفر بن محمد ، از پدرش نقل كرده است كه گفت : چون آب از چشمه‌هاى بغيبغه جوشيد به على [ عليه السلام ] در اين باره مژده داده شد . فرمود : وارثان را خوشحال كند . سپس فرمود : اين چاه‌ها وقف بر بينوايان ، در راه ماندگان و نيازمندان است كه هر كدام نزديك‌تر باشند بهره برند . « 1 » 584 - قعنبى نقل كرد و گفت : سليمان بن بلال ، از جعفر ، از پدرش نقل كرد كه عمر رضى الله عنه ينبع را به اقطاع به على [ عليه السلام ] واگذاشت . على بعدها اراضى ديگرى در جوار اين اقطاع خريد و در آن چاهى حفر كرد . در هنگامى كه در اين چاه كار مىكردند بناگاه از آن ، آب برجوشيد ، چونان كه خون از گلوى شترى به هنگام نحر . نزد على [ عليه السلام ] آمدند و او را در اين باره مژده دادند . فرمود : وارثان شاد باشند . سپس آن را بر فقيران ، تهيدستان ، جهاد در راه خدا و در راه ماندگان دور و نزديك ، در جنگ و صلح تا آن روز كه روىهايى سفيد و روىهايى سياه شود وقف كرد تا خداوند از اين رهگذر روى مرا [ : واقف را ] از آتش و روى آتش را از من [ : واقف ] برگرداند . 585 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ما را حديث كرد و گفت : يكى از پسران حفص بن عمر وابستهء على ، از پدرش ، از جدش برايم نقل خبر كرد كه گفته است : چون على [ عليه السلام ] در آستانهء ينبع قرار گرفت به كوه‌هاى آن نگريست و فرمود : بر حوضچه‌اى بزرگ از آب قرار گرفته‌ايد . « 2 » 586 - گفت : ابن ابىيحيى ، از محمد بن كعب قرظى ، از عمار بن ياسر نقل كرد كه در حديثى گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله ذى العُشيره را در يَنْبَع به على [ عليه السلام ] اقطاع كرد . بعدها عمر چون به خلافت رسيد ملكى ديگر بدين اقطاع افزود و على [ عليه السلام ] خود نيز قطعه ملكى ديگر در جوار آن خريد و در آن چاهى كند و آن را بر فقيران و تهيدستان و در راه ماندگان ، دور و نزديك و در جنگ و صلح وقف كرد و سپس فرمود : اين وقفى است كه نه هبه شود

هامش
( 1 ) . اين خبر در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 262 چاپ آداب و ج 4 ، ص 1150 به تحقيق محيى الدين عبدالحميد ) آمده است .
( 2 ) . اين خبر در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 392 چاپ آداب و ج 4 ، ص 1334 محى الدين عبدالحميد ) آمده است .