تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

577 - عبيداللَّه بن محمد بن عايشه براى ما نقل كرد و گفت : ابومنذرِ سلام براى ما حديث آورد و گفت : عبدالملك بن ايّوب نميرى براى ما نقل كرد - و صحيفه‌اى را به من نشان داد و مدعى شد نامهء عمر بن عبدالعزيز است كه آن را براى مردى از قريش نوشته است . بارى ، خداوند تبارك و تعالى قرآن را بر محمد فرو فرستاد تا راهنما و روشنگر مردمان مؤمن باشد ، بدين‌سان شاه‌راه هدايت را گشود و گذرهايى كه بدان راه نمايد ، نمود و راه‌هاى رسيدن به بهشت و خوددارى از گناه را بيان فرمود . حلال خويش را حلال ساخت و حرام را حرام ، و اين حرام را مايهء سختى ، سزاوار رويگردانى و سبب خشم الهى از كسانى كه بدان دامن زنند بداشت ، غنايم را حلال كرد و دست مردمان بدان گشود و آن را بر ايشان حرام نفرمود ، بدان سان كه ديگر پيروان كتاب‌ها و پيامبران پيشين را از اين رهگذر بيازمود . از اين غنايم حلال ، نفل پيامبر صلى الله عليه و آله از غنايم و اموال بنى قريظه و بنى نضير است ، چونان كه خداى ستوده مىفرمايد : وَ ما افاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما اوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لارِكابٍ وَلكنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَعلى مَنْ يَشاءُ . . . وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ . « 1 » اين اراضى و املاك اختصاصاً از آنِ رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و هيچ كس در آن خمس و سهمى نداشت . رسول خدا صلى الله عليه و آله به آنچه خداوند به دو الهام مىفرمود و راه مىنمود ، اين اموال را عهده دار شد ، نه آنها را به كسانى بخشيد و نه براى خود و خويشاوندان نگه داشت . بلكه گشاده‌ترين ، آبادترين و پر محصول‌ترين اين اراضى را به مهاجران نادارى داد كه « از خانه و كاشانه و اراضى خود بيرون رانده شدند ، در حالى كه

هامش
( 1 ) . حشر / 6 .