كه همسران پيامبر صلى الله عليه و آله عثمان را نزد ابوبكر فرستادند و . . . - آنگاه همان حديث را نقل كرد . عروه گفت : فاطمه عليها السلام سهم ارث خود از تَرَكهء رسول خدا صلى الله عليه و آله را از ابوبكر خواست ابوبكر به وى گفت : پدر و مادرم به فداى تو و پدر و مادرم و خودم به فداى پدر تو ! اگر از رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره سخن شنيدهاى يا او به چيزى دربارهء تو فرمان داده است جز آنچه را گويى پيروى نكنم و آنچه را مىخواهى به تو دهم ، و گرنه همان فرمان را پيروى مىكنم كه او خود ( به من ) فرموده است . راوى گويد : البته صدقه رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه را عمر بن خطاب به عباس و على داد و على [ عليه السلام ] آن را از ابن عباس ستاند . اما خيبر و فدك را كه صدقه رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و به گشايش سختىها و گرفتارىهايى كه برايش پيش مىآمد اختصاص داشت نگه داشت ، چرا كه اين دو آبادى از آنِ ولىّ امر بود و ولى امر اختيار اداره آنها را داشت و بر همين وضع نيز ماند . « 1 » 570 - هشام بن عبدالملك براى ما نقل كرد و گفت : سفيان بن عيينه ، از معمر ، از زهرى ، از مالك بن اوس ، از عمر نقل كرد كه گفته است : املاك بنى نضير از جملهء « فىء » رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه مسلمانان بر آن سوار و سپاه نرانده بودند ، و او قوت سالانهاى از آن برمىداشت و باقيماندهء آن را خرج سلاح و اسب براى جهاد در راه خدا مىكرد . « 2 » 571 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران - از عبدالرحمان ابن عبدالعزيز بن عبداللَّه انصارى ، از ابن شهاب ، از مالك بن اوس بن حَدَثان نقل كرد كه گفته است : شنيدم كه عمر به عباس ، على [ عليه السلام ] ، عبدالرحمان بن عوف ، زبير و طلحه گفت : شما را به خداوند سوگند مىدهم ، آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : ما ارث نمىگذاريم و آنچه بر جا نهيم صدقه است ؟ گفتند : آرى . گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا مىدانيد رسول خدا صلى الله عليه و آله از عايدات صدقات خود به اندازه قوت يك سالهء كسانش برمىداشت و سپس باقيمانده را به بيت المال وا مىگذاشت ؟ گفتند : آرى . گفت : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله درگذشت ابوبكر اين املاك را در اختيار گرفت و آنگاه
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٠٤
هامش
( 1 ) . سند اين حديث صحيح است . همين مضمون در شماره 560 گذشت .
( 2 ) . سند حديث صحيح است و منابعى كه آن را روايت كردهاند در شمارههاى پيشين گذشت .