تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

ارث نمىگذاريم ؛ آنچه بر جاى گذاريم صدقه است ؛ خاندان محمد از اين ملك روزى مىخورند » ؟ پس همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين كار دست بداشتند و بدانچه گفته بودم گردن نهادند . « 1 » 565 - ابن ابىوزير براى ما نقل كرد و گفت : سفيان بن عُيَيْنه ، از عمرو بن دينار ، از ابن شهاب ، از مالك بن اوس بن حدثان حديث كرد كه گفته است : عمر در پى من فرستاد . نزد او رفتم و ديدم بر ريگ‌ها نشسته است . گفت : اى مالك ، شمارى از خاندانت بر من وارد شده‌اند . اين مال را بگير و ميانشان قسمت كن . گفتم : خوب بود كسى ديگر را بدين كار فرمان مىدادى ! گفت : اى مرد ، اين مال را در اختيار گير . مالك گويد : در حالى كه نزد او بودم يَرْفَأ وارد شد و گفت : آيا اجازه مىفرمايى كه عثمان ، عبدالرحمان بن عوف ، طلحه و زبير ( سفيان گويد : پنج تن يا چهار تن را نام برد ) درآيند ؟ گفت : آنان را اجازه ده . چندى نگذشت كه ديگر بار آمد و گفت : آيا اجازه مىدهى على [ عليه السلام ] و عباس درآيند ؟ گفت : آن را اجازه ده . آن دو آمدند و در اين هنگام برخى گفتند : اى امير مؤمنان ، با اين دو مهربانى كن و به نزاعشان پايان ده . [ عمر ] گفت : املاك بنى نضير از جملهء « فىء » و از چيزهايى بود كه مسلمانان با سپاه و سوار به چنگ نياوردند . او از عايدات اين ملك خرجى سالانه كسان خود را مىداد و آنچه را مىماند توشهء پيكار مىساخت و صرف سلاح و اسبان مىكرد . « 2 » 566 - ابن ابىشيبه براى ما نقل كرد و گفت : ابن عابد ، از ايوب ، از عكرمة بن خالد ، از مالك بن اوس بن حدثان حديث كرد كه گفته است : عباس و على نزد عمر آمدند و نزاع آوردند ؛ عباس گفت : ميان من و اين ، دربارهء اين موضوع داورى كن . مردمان نيز گفتند : نزاع اين دو ، را پايان ده ، نزاعشان را پايان ده . اما عمر گفت : ميانشان حكم نمىكنم ؛ آن هر دو خود مىدانند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « ما ارث نمىگذاريم ؛ آنچه بر جاى گذاشتيم

هامش
( 1 ) . منابع اين حديث همان است كه در ذيل شماره 560 گذشت ، و سند حديث نيز صحيح است .
( 2 ) . بخارى ( 2904 و 4885 ) ، مسلم ( 1757 ) ، ترمذى ( 1719 ) ، نسائى ( ج 7 ، ص 132 ) ، احمد ( ش 171 و 337 به شماره گذارى شعيب ارنؤوط ) ، حميدى ( 22 ) ، شافعى ( ج 2 ، ص 132 ) ، بيهقى ( ج 6 ، ص 295 ) ، ابن جارود ( 1097 ) ، بزار ( 255 ) و ابوعبيد در اموال ( 17 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 202 | ابن شبة النميري / صابرى