صدقه است » . « 1 » 567 - سعيد ، از عمرو بن مرّه ، از ابوالبخترى نقل كرد كه گفته است : عباس و على در دعوايى كه داشتند نزد عمر آمدند . عمر به طلحه ، زبير ، عبدالرحمان و سعد گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيديد كه فرمود : « هر ملكى كه از پيامبرى بر جاى ماند وقف است ، مگر آنچه طعمهء كسان ما باشد ؛ ما ارث نمىگذاريم » ؟ گفتند ، آرى . گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين مال صدقه مىداد و اضافهء آن را خرج خانواده خويش مىكرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين مىكرد ، در حالى كه او در اين كار درست انديشيده و درست راه يافته بود ، اكنون شما مىگوييد : او در اين كار به خطا رفته و ستم روا داشته بود ! پس از آن كه ابوبكر در گذشت خود به شما گفتم : اگر دوست داريد اين ملك را با همان شرط و شيوه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله قرار داده بود در اختيارتان گذارم اما شما نپذيرفتيد و اكنون نزد من به دادخواهى آمدهايد . اين يكى مىگويد سهم ارث خود از برادر زادهام را مىخواهم و اين ديگر مىگويد : سهم خود از ارث همسرم مىخواهم ! به خداوند سوگند در اين باره جز به همين كه هست حكم نخواهم كرد . « 2 » 568 - عمرو بن مرزوق براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ، از عمر وبن مره حديث كرد كه گفته است : از ابوضرير شنيدم كه گفت : از مردى حديثى شنيدم ، آن را پسنديدم وعلاقهمند شدم كه آن را بنويسم . به او گفتم : آن را برايم بنويس . او نوشتهاى كه به چيزى پيچيده شده بود آورد و حديثى همانند حديث ابن جبير خواند ، گفت : چون ابوبكر درگذشت نزد شما فرستادم ، در حالى كه هنوز دعوايى نداشتيد و به شما گفتم . . . . 569 - محمد بن يحيى ، از ابراهيم بن ابىيحيى ، از زهرى ، از عروه ، از عايشه نقل كرد
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 203
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٠٣
هامش
( 1 ) . بخارى ( 3096 ، 4033 ، 5358 ، 6728 ، 7305 ) ، مسلم ( ص 1757 ، ح 49 ) ، ابوداوود ( 2963 ) ، ترمذى ( 1610 ) ، نسائى در سنن الكبرى ( 6309 و 6310 ) ، احمد ( ش 172 ، 333 ، 336 ، 349 ، 1391 ، 1406 ، س 1550 ، 1658 ، 1781 و 782 به شماره گذارى شعيب ارنؤوط ) ، بيهقى ( ج 6 ، ص 297 ) ، بغوى ( 2738 ) ، ابويعلى ( 2 و 4 ) ، طحاوى ( ج 2 ، ص 6 ) ، ابن سعد ( ج 2 ، ص 314 ) ، بزار ( 2 و 518 ) ، همه به همين سند ، از طرق مختلف از زهرى ، اين حديث را نقل كردهاند . در روايت برخى زيادتهايى نسبت به برخى ديگر وجود دارد .
( 2 ) . حديث صحيح و مرسل است و احاديث پيشين آن را گواهى مىكند .