مصالحه گشود و پيامبر صلى الله عليه و آله آن را تماماً به سربازان حديبيه ، به صد و بيست اسبى كه در آن پيكار آمده بودند و همچنين به دو زن كه در جنگ حضور يافته بودند داد . اين دو زن يكى از بنى حارثه بود و ام ضحاك دختر مسعود ، خواهر حُوَيِّصه و مُحَيِّصه نام داشت و ديگرى خواهر حذيفة بن يمان بود پيامبر صلى الله عليه و آله به هر يك از اين دو ، سهمِ يك مرد داد .
هنگامى كه خيبر را ترك مىگفتند هيأت از سوى طفيل بن عمرو دَوْسى كه ابوهريره نيز در ميان آنان بود بر مسلمانان وارد شد . آنان مدعى شدند رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است :
« خيبر تنها از آن كسانى است كه در حديبيه حضور داشتند . اينك اين برادرانتان آمدهاند ؛ اگر نظرتان بر اين است كه آنان را با شما شريك كنيم اين كار را انجام مىدهيم . » مسلمانان گفتند : « اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين كار را انجام ده » بدينسان ، پيامبر صلى الله عليه و آله اين گروه را نيز شريك كرد ؛ او شق و نطاة را هجده سهم كرد و هر سهمى نيز از آنِ صد نفر بود . بدين سان حاصل سهام هزار و هشتصد سهم شد . از اين مجموع سهام چهار صد و چهل و چهار سهم براى اسبان بود ، هر اسبى دو سهم .
هنگامى كه خبر آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله با املاك شق و نطاة كرده بود به مردمان وادى قُصْوى كه املاك و دژهاى وحيده ، سلالم ، كتيبه و وطيح در آن قرار داشت رسيد ، كسى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستادند و درخواست مصالحه كردند ، بر اين مبنا كه همه چيز از آن مسلمانان شود و آنها تنها مالك جان و زندگى خود باشند و رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه بخواهد آنان را بيرون براند . پيامبر صلى الله عليه و آله با املاك اين دژها همان كرد كه با سرير كرده بود ! املاك را به هجده سهم قسمت كرد ، سهمى به على داد ، به عباس و عقيل هر كدام يك سهم داد و دو سهم را هم به عنوان طعمه به همسران خويش واگذاشت .
يهوديان از پيامبر صلى الله عليه و آله خواستند آنان را در خيبر باقى گذارد و املاكشان را بر نصف عايدات با آنان قسمت كند . او نيز چنين كرد ، بدين شرط كه تا زمانى كه او صلاح بداند در اين وضعيت باشند ، و هر گاه بخواهد آنان را بيرون كند . آنان در روزگار رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اين پيمان بودند و سهم خود را مىبردند و پيامبر صلى الله عليه و آله از عايدات خيبر خمس را به همسران خويش داد .
يهوديان در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله ، دوران ابوبكر و بخشى از دوران عمر در همين وضع
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١٨٧