تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

عمرو و ابوهريره در زمرهء آنان بودند ، در حديبيه به مسلمانان پيوسته بودند [ و سخن پيامبر صلى الله عليه و آله بدين گروه اشاره داشت ] . مسلمانان گفتند : چرا ، اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين كار را انجام بده . پس پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را نيز با ايشان شريك كرد . اموال خيبر به دو قسمت تقسيم شده بود : شق و نطاة يك نصف بود وطيح ، سلالم و وحيده نصف ديگر . اين نصف اخير از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و شق و نطاه از آن مسلمانان . « 1 » 540 - يزيد بن هارون براى ما نقل كرد و گفت : يحيى بن سعيد ، به نقل از بشير بن يسار ما را حديث كرد كه گفته است : چون خداوند خيبر را نصيب پيامبر صلى الله عليه و آله خويش كرد وى آن را به سى و شش سهم قسمت كرد كه هر سهم خود مشتمل بر صد جزء سهم بود . آن حضرت نيمى از اين اموال را براى پيشامدهاى روزگار و سختىهايى كه بر او رسد نگه داشت و نيم ديگر را ميان مسلمانان قسمت كرد . آنچه ميان مسلمانان بخش كرد دژهاى شق و نطاة و محدودهء آنها بود و آنچه وقف كرد وطيح ، كتيبه و سلالم و محدودهء آنها . پس از آن كه اين املاك در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان قرار گرفت به اندازه‌اى كارگر نداشتند كه خود بتوانند كارهاى كشت و زرع اين اراضى و باغات را عهده دار شوند . از همين روى پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را به يهوديان سپرد تا بر نيمى از محصول كار كنند . در دوران ابوبكر همين پيمان پيامبر صلى الله عليه و آله به قوت خود باقى بود تا آن كه دوران عمر فرا رسيد . در اين دوران نيروى كار نزد مسلمانان فراوان شد و خود توانستند كار اين اراضى را بر عهده گيرند . از همين روى عمر يهوديان را به شام راند و آن املاك را ميان مسلمانان قسمت كرد ؛ اين تقسيم تا زمان حاضر نيز برقرار است . 541 - حزامى براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن وهب ، از عمرو بن حارث نقل كرد كه سعيد بن هلال برايش حديث كرده كه يزيد بن عياض او را حديث آورده كه درباره خيبر به وى رسيده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در وادى سرير ؛ يعنى دره پايين كه دژهاى شق و نطاة در آن است اردو زد . ساكنان اين وادى به پيكار او آمدند اما به خواست خداوند شكست يافتند . سپس مسلمانان در كنار دژ بنى نزار فرود آمدند و خداوند اين دژ را بدون

هامش
( 1 ) . مرسل و ضعيف است ؛ سند مشتمل است بر عبداللَّه بن ابىلهيعه كه او را ضعيف دانسته‌اند .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 186 | ابن شبة النميري / صابرى