ابن رواحه محصول خرماى خيبر را چهل هزار وُسْق تخمين زد و چون يهوديان را مخيّر ساخت ( كه يا سهم خود را بفروشند و يا سهم مسلمانان را بخرند ) يهوديان خرماها را انتخاب كردند و بيست هزار وُسْق به مسلمانان عهدهدار شدند . 516 - ابن جريح گفت : عامر بن عبداللَّه بن نسطاس برايم نقل خبر كرد و گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله عبداللَّه بن رواحه را فرستاد او محصولات خيبر را ميان آنان و مسلمانان گمانه زد . چون يهوديان را حق انتخاب دادند ، آنان خرما را برگزيدند . اين املاك همچنان در دست يهوديان بود تا اين كه عمر آنان را بيرون راند . يهوديان به اعتراض گفتند : آيا پيامبر صلى الله عليه و آله بر فلان شرط و فلان مقدار با ما مصالحه نفرموده است ؟ عمر گفت : نيرنگ و حيله گرى شما بر خدا و رسول او پيداست و اينك من بدين نتيجه رسيدهام كه شما را از آن سرزمين اخراج كنم . عمر سپس خيبر را ميان مسلمانان قسمت كرد و البته به كسانى كه در فتح خيبر حضور نداشتهاند هيچ سهمى نداد . امروزه ساكنان خيبر مسلمانان هستند و كسى از يهوديان در آنجا نيست . « 1 » 517 - هارون بن معروف براى ما نقل كرد و گفت : ابن وهب ما را حديث كرد و گفت : اسامة بن زيد ، از نافع ، از عبداللَّه برايم نقل خبر كرد كه گفته است : هنگامى كه خيبر گشوده شد يهوديان از پيامبر صلى الله عليه و آله خواستند اين سرزمين را در دست آنان باقى گذارد و آنان در برابر نصف محصولات ؛ يعنى خرما و گندم و جو ( زرع ) در آنجا كار كنند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « شما را تا آن هنگام كه خواستيم در آنجا باقى مىگذاريم . » بدينسان يهوديان در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله ، دوران ابوبكر و بخشى از دوران عمر در خيبر بودند و خرماى آن به دو سهم قسمت مىشد و رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز خمس را مىگرفت . پيامبر صلى الله عليه و آله از محل اين
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١٧٧
هامش
( 1 ) . ابن هشام در سيره ( ج 3 ، ص 354 ) اين حديث را به نقل از ابن اسحاق ، از عبداللَّه بن ابىبكر بن حزم به صورت مرسل نقل كرده ، و در همين باب از جابر روايت شده است كه گفت : خداوند خيبر را به عنوان « فىء » از آن مسلمانان ساخت و پيامبر صلى الله عليه و آله يهوديان را در آن سرزمين باقى گذاشت و عايدات آن را از ميان خود و يهوديان مشترك قرار داد . آن حضرت عبداللَّه بن رواحه را نزد آنان فرستاد و او نيز به تخمين ، سهم ايشان را مشخص كرد . اين روايت را ابوداوود ( 3414 و 3415 ) ، احمد ( ج 3 ، ص 367 ) ، طحاوى در مشكل الآثار ( 2675 ) و در معانى الآثار ( ج 3 ، ص 247 و ج 4 ، ص 113 ) و ابوعبيد در اموال ( 193 ) نقل كردهاند .