تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

آسمان‌ها و زمين به همين برپاست . « 1 » 521 - سُوَيد بن سعيد براى ما نقل كرد و گفت : على بن مِسْهَر ، از عبيداللَّه بن عمر ، از نافع ، از ابن عمر نقل كرده كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله خيبر را به نصف محصولات باغى و زراعت اين سرزمين به ساكنانش واگذاشت . او هر سال ( از همين عايدات ) به هر كدام از همسران خود صد وُسْق مىداد : هشتاد وُسْق طعام ( : گندم و خرما ) و بيست وُسْق جو . « 2 » 522 - يزيد بن هارون براى ما حديث كرد و گفت : داوود بن ابىهند ، از شعبى نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله خيبر را در ازاى نصف محصول به ساكنانش واگذاشت و چون هنگام قسمت كردن رسيد عبداللَّه بن رواحه را نزد آنان فرستاد و او نيز به ايشان حق انتخاب داد . « 3 » 523 - محمد بن به كار براى ما نقل كرد و گفت : ابيض بن يمان كوفى ، از كلبى ، از ابوصالح ، از ابن عباس حكايت كرد كه گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله خيبر را در ازاى نصف محصول به ساكنان خيبر واگذاشت . سپس عبداللَّه بن رواحه را نزد آنان فرستاد تا محصول را با ايشان قسمت كند . عبداللَّه به ميان يهود رفت و گفت : اگر مىخواهيد شما برآورد كنيد و قسمت كنيد و سپس به من حق انتخاب دهيد و اگر هم مىخواهيد من برآورد و قسمت مىكنم و سپس انتخاب را به شما وا مىگذارم . گفتند : درست همان گونه حكم كردى كه در قانون موسى است . « 4 » 524 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : حزامى براى ما حديث كرد و گفت :

هامش
( 1 ) . سند حديث ضعيف است ؛ مشتمل است بر عبداللَّه بن لهيعه كه او را ضعيف دانسته‌اند .
( 2 ) . بخارى ( 2285 ، 2328 ، 2329 ، 2331 ، 2499 ، 2720 ، 3152 و 4248 ) ، مسلم ( 1551 ) ، ابوداوود ( 3008 ) ، ابن ماجه ( 2467 به اختصار ) ، ترمذى ( 1383 ) ، دارمى ( ج 2 ، ص 270 ) ، احمد ( ج 2 ، صص 17 ، 22 و 37 ) ، طحاوى در معانى الآثار ( ج 2 ، صص 260 و 261 ) و بيهقى ( ج 6 ، ص 113 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 3 ) . حديث مرسل و صحيح است . احاديث پيشين آن را گواهى مىكند .
( 4 ) . سند حديث به واسطه كعبى ضعيف و به اعتبار ديگران حسن است . ابوداوود ( 2410 و 3411 ) ، ابن ماجه ( 1820 و 2468 ) ، احمد ( ج 1 ، ص 250 ) ، ابويعلى ( 1341 ) ، دار قطنى ( ج 3 ، صص 37 و 38 ) ، طحاوى در شرح معانى الاثار ( ج 3 ، صص 246 و 113 ) و در شرح مشكل الآثار ( 2676 ) ، بيهقى ( ج 6 ، صص 114 و 115 ) ، طبرانى ( 12062 ) ، ابوعبيد در اموال ( 191 ) و ابو يوسف در خراج ( ص 51 ) اين حديث را نقل كرده‌اند و حديث ابن عمر ( شمارهء 722 ) آن را گواهى مىكند .