پيامبر صلى الله عليه و آله پيراهن خويش از تن درآورد و فرمود : چون او را غسل داديد ، اين پيراهن را در زير كفن بر او بپوشانيد . چون جنازه او را بيرون آوردند رسول خدا صلى الله عليه و آله گاه زير جنازه را مىگرفت ، گاه پيشاپيش حركت مىكرد و گاه در پس جنازه مىآمد . تا آن كه به قبر او رسيديم . پيامبر صلى الله عليه و آله خويش را بر لحد ماليد و سپس بيرون آمد و فرمود : به نام خدا و با تكيه بر نام خدا او را به قبر درآوريد .
هنگامى كه او را به خاك سپردند پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار قبر ايستاد و فرمود : « اى مادر و اى پرورنده ، خداوند تو را سزاى خير دهاد كه برايم شايسته مادر و شايسته پرورندهاى بودى ! »
راوى گويد : به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتيم - يا گفتند - : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، دو كار انجام دادى كه هيچ نديده بوديم همانندش را انجام داده باشى ! فرمود : كدام كارها ؟ گفتيم : اين كه پيراهن خويش را درآوردى و اين كه خود را بر لحد ماليدى .
فرمود : « اما پيراهنم بدان سبب بود كه به خواست خداوند هرگز آتش دوزخ به او نرسد . اين هم كه خود را بر لحد ماليدم بدان هدف بود كه خواستم خداوند قبر را بر او گشاده قرار دهد « 1 »
قبر سعد بن معاذ
365 - عبدالعزيز گفت : سعد در نبرد خندق مجروح شد . پس دعا كرد و خداوند خونريزى را متوقف ساخت تا داورى خود را دربارهء بنى قريظه اعلام بدارد . از آن پس خون يكباره بيرون زد و سعد در سراى خود در محلّه بنىعبدالأشهل درگذشت .
پس رسول خدا صلى الله عليه و آله بر او نماز گزارد و او را در كنار كوچهاى كه چسبيده به سراى مقداد بن اسْود - البته او مقداد بن عمرو است و اسود بن عبد يغوث بن وهب بن عبد
هامش
( 1 ) . اين حديث از حديثهايى است كه فقط مولف آن را روايت كرده و در ديگر منابع حديث روايت نشده ، هر چند در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 88 ) با همين متن و سند و با اختلاف اندك در عبارت از ابن شبه نقل شده است .