تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

قبر عمرو بن جموح و عبداللَّه بن عمرو بن حرام

370 - قَعْنَبى و ابوغسان ، از مالك بن انس ، از عبدالرحمان بن عبداللَّه بن عبدالرحمان ابن ابىصعصعه نقل كرد كه به وى رسيده است كه عمرو بن جموح و عبداللَّه‌بن عمرو بن حرام ، هر دو انصارى و هر دو سلمى ، در يك قبر قرار داشتند . آنها كه از شهيدان نبرد احد بودند قبرشان در گذر سيل بود و از همين روى قبر را شكافتند تا هر يك را به جايى ديگر برند . ديدند اين دو هيچ تغييرى نكرده‌اند . گويا كه همين ديروز به خاك سپرده شده‌اند . يكى از اين دو ( پيش از شهادت ) مجروح شده و دست خود بر روى زخمش نهاده بود و او را در همين حالت به خاك سپرده بودند . ( پس از شكافتن قبر ) دست وى را از روى زخم برداشتند و كنار زدند و چون آن را رها كردند به جاى نخست بازگشت . از روز نبرد احد تا هنگامى كه قبر اين دو را شكافتند چهل و شش سال مىگذشت . « 1 » 371 - قَعْنَبى براى ما نقل كرد و گفت : مالك ما را حديث كرد كه عمرو بن جموح و عبداللَّه‌بن عمرو در يك كفن و يك قبر قرار داده شدند . « 2 » 372 - سعيد بن عامر براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ، از ابن ابىنجيح ، از عطاء ، از جابر ابن عبداللَّه انصارى نقل كرد كه گفته است : پس از نبرد احد مردى ديگر همراه با پدرم به خاك سپرده شد . من اين را خوش نداشتم و دلم آرام نداشت تا هنگامى كه او را از اين قبر بيرون آوردم و در گورى جدا گانه به خاك سپردم . « 3 » 373 - هارون بن معروف براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن وهب براى ما حديث كرد و گفت : حيوة گفت : ابوصخر برايم نقل خبر كرد كه حيوة بن نضر او را از ابوقتاده نقل حديث كرده كه او خود در آن نبرد حضور داشته است . ( او گفته : ) عمروبن جموح نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آيا اعتقاد دارى كه اگر پيكار كنم تا در

هامش
( 1 ) . اين خبر در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 115 ) به نقل از ابن شبه آمده است .
( 2 ) . اين خبر نيز در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 115 ) به نقل از ابن شبه روايت شده است .
( 3 ) . بخارى ( 1352 ) و نسائى ( ج 4 ، ص 84 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .