تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
مناف بن زهره او را به فرزندخواندگى گرفته بود - يعنى همان سرايى كه آن را سراى ابن افلح گويند و اكنون در نقطه‌اى دور در بقيع است و گنبدكى نيز بر آن هست به خاك سپرد . « 1 »

قبر حمزة بن عبدالمطّلب

366 - عبدالعزيز گفت : ابن سمعان ، از اعرج برايم نقل خبر كرد و گفت : چون حمزة ابن عبدالمطّلب كشته شد در همان جاى خود در پايين جبل الرماة ( كوه تيراندازان ) ، يعنى همان كوه كم ارتفاعى كه در ميانهء وادى احمر است ماند . سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمان داد جنازه او را از ميانه وادى به تپه‌اى كه امروزه نيز قبرش بر آن است بياورند . آنگاه او را در يك برد كفن كرد و مصعب بن عمير را هم بر بردى ديگر ، و هر دو را در يك قبر به خاك سپرد . عبدالعزيز گويد : از كسى شنيدم كه مىگفت : عبداللَّه بن جحش بن رئاب نيز همراه اين دو كشته و با آنها در يك قبر به خاك سپرده شد . عبداللَّه خواهر زادهء حمزه است و مادرش اميمه دختر عبدالمطّلب است . عبدالعزيز گويد : آنچه نزد ما متداول است اين است كه مُصْعب بن عمير و عبداللَّه ابن جحش در پايين مسجدى كه بر قبر حمزه بنا شده دفن شده‌اند و كسى همراه حمزه در قبر نيست . « 2 »

قبر صفيه دختر عبدالمطلب

367 - عبدالعزيز گفت : صفيه درگذشت و در انتهاى كوچه‌اى كه به سمت بقيع مىرود ، در نزديكىهاى در خانه‌اى كه آن را سراى مغيرة بن شعبه نامند و عثمان آن را به
هامش
( 1 ) . بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 100 .
( 2 ) . اين هر سه خبر ضعيف است و در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 115 ) از ابن شبه نقل شده است .