تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
وى بخشيده بود ، در كنار ديوار به خاك سپرده شد . عبدالعزيز گويد : به من رسيده است كه زبير بن عوام هنگامى كه ديد مغيره خانهء خود را مىسازد متعرض او شد و به او گفت : اى مغيره ، پايهء ديوار خود را از روى قبر مادر من بردار . پس مغيره ديوار خانه را در اين قسمت به سمت داخل كج كرد و از همين روى امروزه ديوار اين خانه در اين قسمت تا كنار در به سمت داخل انحنا دارد . عبدالعزيز گويد : از كسى شنيدم كه مىگفت : مغيرة بن شعبه به اتكاى جايگاهى كه نزد عثمان داشت از اين كار خوددارى ورزيد . اما زبير شمشير برگرفت و بر كنار اين بنا ايستاد . خبر به عثمان رسيد و وى كسى را نزد مغيره فرستاد و او را فرمود آنچه را زبير مىگويد انجام دهد . او هم اين كار را كرد .

قبر عباس بن عبدالمطّلب

368 - عبدالعزيز گفت : عباس بن عبدالمطّلب در كنار قبر فاطمه بنت اسد بن هاشم و در ابتداى قبور بنى هاشم كه در سراى عقيل است به خاك سپرده شد . گفته مىشود : آن مسجد در مقابل قبر او ساخته شده است . ( عبدالعزيز ) گفت : از كسى شنيدم كه مىگفت : او در ميانه‌هاى بقيع به خاك سپرده شد .

قبور بنى هاشم

قبر ابوسفيان بن حارث

369 - عبدالعزيز گفت : به من رسيده است كه عقيل بن ابىطالب ، ابوسفيان بن حارث را ديد كه در ميان قبرها مىگردد . او را گفت : اى عموزاده ، از چه سبب تو را اينجا مىبينم ؟ گفت : در پى جاى قبرى مىگردم . عقيل او را به خانهء خود برد . فرمود در حياط خانه قبرى كندند . ابوسفيان لختى بر اين قبر نشست و سپس برخاست و رفت . پس از آن ، دو روز بيشتر به درازا نكشيد كه ابوسفيان درگذشت و در همين قبر به خاك سپرده شد .