او مىگفت : بهشت زير نيزههاست . من امروز دوستان محمد صلّى اللّه عليه و آله و حزب او را ديدار مىكنم ، به خداوند سوگند ، اگر ما را شكست دهند و تا فراز درختان خرماى هجر بگريزانند باز هم بر اين باوريم كه ما بر حقيم و آنان بر باطلند .
عمار آنگاه حمله آغاز كرد و از آن سوى نيز ابن جوين « 1 » سكسكى و ابو العاديه فزارى به او يورش آوردند .
ابو العاديه نيزهاى بر بدنش فرود آورد و ابن جوين - خداى همهء آنان را لعنت كند - سر او را از تن بريد . « 2 »
عمرو بن حمق خزاعى
* جعفر بن حسين ، از محمد بن جعفر مؤدّب ، از احمد بن ابى عبد اللّه برقى ، از پدرش برايمان حديث كرده كه مرفوعا روايت مىكند و مىگويد : عمرو بن حمق خزاعى به امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : به خداوند سوگند ، نه به طمع ثروتى از دنيا كه به من دهى نزد تو آمدهام و نه به اميد قدرتى كه بدان نام مرا بلندسازى . تنها سبب آن بوده است كه تو عموزادهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، سزامندترين مردم به مردم ، همسر فاطمه عليها السّلام مهتر زنان دو گيتى ، پدر نسل مانده از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و در ميان همهء مهاجران و انصار ، گران سهمترين كسان هستى . به خداوند سوگند ، اگر مرا بدان مىگماردى كه پيوسته كوههاى استوار از جاى بركنم ، آب درياهاى بىكران بكشم ، تا آنگاه كه مرگ مرا فرا رسد و در همهء اين مدت شمشير در كف داشته باشم و با آن دشمنت را بشكنم و دوستت را قوت بخشم تا بدينسان خدا شوكت تو را افزون سازد و آوازهات را بلند گرداند ، باز هم گمان نمىبرم آن حقى را كه بر من دارى گزارده باشم .
پس امير مؤمنان عليه السّلام چنين دعا كرد : پروردگارا دل او را به يقين روشنايى بخش و او را به راه راست راهنماى .
هامش
( 1 ) . در برخى از نسخهها ابن جون و در كامل ابن اثير نيز ابن حوى آمده است . در الكامل همچنين نام ابو العاديه ، ابو الغازيه آمده است .
ناگفته نماند سكسكى - به فتحه سين و سكون كاف - منسوب است به سكاسك كه يكى از تيرههاى كنده است - ح .
( 2 ) . اين مضمون در وقعة صفين نصر بن مزاحم ( ص 178 چاپ سنگى ) آمده است - ح .