تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
و سلمان آن را دوباره بر آتشدان گذاشت . ابوذر كه چنين ديد آنچه را ديده بود تاب نياورد و شتابان نزد امير مؤمنان عليه السّلام روان شد . سلمان نيز در پى او روانه گشت تا به حضور امير مؤمنان عليه السّلام رسيد . امير مؤمنان عليه السّلام به سلمان نگريست و به او فرمود : اى بندهء خدا با برادرت مدارا كن . « 1 » * از همو ، از سعد بن عبد اللّه ، از ايوب بن نوح ، از احمد بن اسماعيل فراء ، از مردى روايت شده كه گفته است : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : آيا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء ابوذر فرموده است : « آسمان بر كسى سايه نگسترده و زمين كسى را بر دامن نگرفته است كه راستگوتر از ابوذر باشد » ؟ فرمود : آرى . پرسيدم ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، امير مؤمنان عليه السّلام ، حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام كجايند ؟ راوى گويد : امام عليه السّلام پرسيد : در نزد شما سال چند ماه است ؟ گفتم : دوازده ماه . پرسيد : چندتاى آن‌ها حرام است ؟ گفتم : چهار ماه . پرسيد : ماه رمضان نيز از اين ماه‌هاست ؟ گفتم : نه . فرمود : اما در همين ماه شبى است كه عمل در آن برتر از هزار ماه است . با ما اهل بيت كسى قياس نشود . « 2 » * محمد بن حسن ، از سعد بن عبد اللّه ، از محمد بن اسماعيل بن عيسى ، از ابن ابى نجران ، از مفضل بن صالح ، از محمد بن مروان ، از مردى ، از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند مرا به دوستى چهار تن فرمان داده است : على عليه السّلام ، ابوذر ، سلمان و مقداد . « 3 »

[ عمار بن ياسر ]

* از او ، از محمد بن حسن ، از محمد بن ابى القاسم ، از محمد بن على ، از نصر بن احمد ، از ابو مخنف لوط بن يحيى ، از محمد بن اسحاق ، از صالح بن ابراهيم ، از عبد الرحمن بن عوف نقل
هامش
( 1 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 6 ، ص 793 ) اين حديث را نقل كرده است - ح . ( 2 ) . صدوق در معانى الاخبار ( باب 155 ) متن كامل اين حديث را و كشى در رجال ( ص 6 ) بخش آغازين آن را تا عبارت « اصدق لهجة من ابى ذر » نقل كرده و ابن اثير نيز در جامع الاصول آن را به نقل از ترمذى به سه روايت يعنى روايت‌هاى رسيده از انس ، از ابن عمرو بن عاص و از ابوذر آورده است . مجلسى نيز در بحار الانوار ( ج 8 ، ص 324 ) حديث را نقل كرده و ابن عبد البر در الاستيعاب و ابن حجر در الاصابه هم اين روايت را آورده‌اند - ح . ( 3 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 6 ، ص 83 ) اين حديث را نقل كرده و ابن اثير نيز در جامع الاصول آن را به نقل از ترمذى آورده است - ح .