تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
شده كه گفته است : پيرى از خاندان اسلم كه در نبرد صفين با آن مردمان حضور يافته بود گويد : به خداوند سوگند ، مردم آرام و استوار ايستاده بودند و در اين ميان تنها صداى عمار بن ياسر بود كه ما را به وحشت افكند ، هنگامىكه خورشيد به ميان آسمان يا نزديك آن رسيده بود ، فرياد برمىآورد : اى مردم ! كيست كه روانهء بهشت شود ، چونان تشنه‌اى كه آب مىجويد ؟ بهشت تنها در زير پيكان نيزه‌هاست . من امروز دوستان خود ، محمد و حزب او را ديدار مىكنم . اى جماعت مسلمانان ! سخن خدا دربارهء اين مردمان را باور داريد ؛ به خداوند سوگند آنان فرزندان « احزاب » هستند كه چون شمشيرها زبونشان ساخت با ناخرسندى به اين دين درآمدند و چون فرصتى يافتند با شوق از اين دين برون رفتند . راوى گويد : در آن روز او مردى نود ساله بود . به خداوند سوگند ، در پاسخ او هيچ‌چيز جز خموشى و سكوت به چشم نمىآمد . عمار چون پرچم عمرو بن عاص را ديد گفت : اين پرچمى است كه در سه پيكار با ما جنگيده است و اينك اين پيكار سخت‌ترين آن‌ها نيست . آن‌گاه يورش آغازيد ، در حالى كه چنين رجز مىخواند : ما پيش از اين بر سر تنزيل با شما جنگيده‌ايم و امروز بر سر تأويل كتاب با شما مىجنگيم . و ضربتى بر شما فرود مىآوريم كه سرها از تن بپراند و دوست از دوست بپراكند . يا آن‌كه حق به راه خويش بازگردد ؛ پروردگارا ، من به سخن او ايمان دارم . « 1 » آن‌گاه عمار سخت تشنه شد و آب خواست . پس زنى با دستان بلند در حالى كه نمىدانم قدرى عسل به همراه داشت يا ظرفى پر از شير ، نزد او آمد .
هامش
( 1 ) .نحن ضربناكم على تنزيله * فاليوم نضربكم على تأويله ضربا يزيل الهام عن مقيله * و يذهل الخليل عن خليله او يرجع الحق الى سبيله * يا رب انى مؤمن بقيلهابيات و روايت را همچنين بنگريد در : بحار الانوار ، ج 33 ، ص 21 . دو بيت نخست و يك مصرع از بيت سوم را نيز بنگريد در : وقعة صفين ، ص 340 و 341 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 10 ، ص 104 و 105 . بيت نخست را همراه با روايت با تفاوت‌هايى در عبارت‌ها بنگريد در : اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 159 . سرانجام ، بيت نخست را بنگريد در : كتاب العين ، ج 8 ، ص 369 ؛ لسان العرب ، ج 11 ، ص 33 - م .