تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
صادق عليه السّلام نقل كرده‌اند كه فرموده است : چون مردم با ابو بكر بيعت كردند امير مؤمنان عليه السّلام را كشان‌كشان آوردند تا بيعت كند . سلمان گفت : با چنين كسى چنين مىكنى ؟ [ آن‌گاه افزود : ] به خداوند سوگند ، اگر اين مرد خدا را سوگند مىداد زمين بر آسمان مىافتاد . اما ابوذر و مقداد گفتند : به خداوند سوگند ، خدا تقدير كرده است كه چنين شود . امام صادق عليه السّلام فرمود : در آن لحظه مقداد مؤمن‌ترين مردم بود . « 1 » * محمد بن حسن ، از سعد بن عبد اللّه ، از محمد بن عيسى ، از نضر بن سويد ، از يكى از يارانمان كه برايش نقل كرده بود ، از امام صادق عليه السّلام برايم حديث كرد كه فرموده است : پس از آن‌كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بدرود حيات گفت هيچ‌كس نماند كه در او ترديد و تزلزلى رخ ننموده باشد ، مگر مقداد كه دلش چون پارهء آهن بود . « 2 »

[ سلمان فارسى ]

* احمد بن محمد بن يحيى ، از پدرش ، از محمد بن حسين بن ابى الخطاب ، از وهيب بن حفص ، از ابو بصير برايمان نقل كرده كه گفته است شنيده است امام صادق عليه السّلام مىفرمود : به سلمان اسم اعظم را آموخته بودند . « 3 » * جعفر بن محمد بن قولويه ، از پدرش و همچنين محمد بن حسن از محمد بن حسن صفار ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن فضال ، از عبد اللّه بن بكير ، از زراره نقل كرده‌اند كه گفته است : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : سلمان علم آغاز و علم انجام را دريافته بود . او دريايى بىكران بود و همو از ما اهل بيت است . دانش او بدان‌جا رسيده بود كه يك بار در جمعى به مردى برخورد . به او گفت : اى بندهء خدا ، از آنچه ديشب در درون خانهء خويش انجام دادى به درگاه خدا توبه كن . آن مرد نيز گفت : از خدا آمرزش مىطلبم و به درگاه او توبه مىآورم . پس لختى گذشت و همراهان آن مرد به او گفتند : آن مرد بر تو تهمتى بست ، اما تو از خود دفاع نكردى . او گفت : وى از چيزى برايم سخن گفت كه تنها خداوند پروردگار جهانيان از آن
هامش
( 1 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 8 ، ص 52 ) اين حديث را آورده است - ح . ( 2 ) . كشى در رجال ( ص 7 ) اين حديث را روايت كرده است - ح . ( 3 ) . كشى در رجال ( ص 8 ) اين حديث را آورده است - ح .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 13 | الشيخ المفيد / صابرى