تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
آن‌گاه امام صادق عليه السّلام چنين فرمود : در روزگار پيامبر خدا سه مورد از چهارپايان سخن گفتند : شتر سخن گفت ، گرگ سخن گفت و گاو نيز سخن گفت . شتر سخنش همان بود كه شنيدى . اما گرگ يك بار نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و از گرسنگى به ايشان گلايه كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ياران خويش را خواست و دربارهء آن گرگ با آن‌ها سخن گفت . اما آن‌ها زفتى كردند . براى دومين بار نزد ايشان آمد و گلايه كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم ياران را خواست . ولى آنان زفتى كردند . سپس براى سومين بار به حضور ايشان آمد و گلايه كرد . پيامبر هم ياران را خواند . اما باز هم زفتى نشان دادند . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گوسفندداران را خواند و به آنان فرمود : براى گرگ چيزى مقرر بداريد . سپس براى دومين بار خواستهء خود را مطرح كرد . اما آنان زفتى كردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى سومين بار اين خواسته را با آنان در ميان نهاد . اما همچنان بخل ورزيدند . پس به گرگ فرمود : خود برباى . اگر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله براى گرگ سهمى مقرر داشته بود تا روز قيامت گرگ بر اين سهم نمىافزود . اما گاو ، داستانش بدين‌سان بود كه در نخلستانى از بنى سالم بود و در آن‌جا به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گواهى داد و گفت : اى خاندان ذريح ، كارى شايسته است ؛ بانگ‌دهنده‌اى به زبان عربى فصيح بانگ مىدهد كه خدايى جز پروردگار دو گيتى نيست ، محمد صلّى اللّه عليه و آله فرستادهء خدا و برترين پيامبران است و على عليه السّلام نيز مهتر اوصيا است . « 1 » * يعقوب بن يزيد ، از عبد الحميد بن سالم عطار ، از هارون بن خارجه يا كسى ديگر ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : شبى كه خواستند شتر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را رم دهند شتر گفت : به خداوند سوگند ، نه ، حتى اگر مرا قطعه‌قطعه كنند گام از گام برنمىدارم . « 2 » * عبد اللّه بن محمد ، از محمد بن ابراهيم نقل كرده كه گفته است : بشر بن محمد و ابراهيم ابن محمد ، از پدر خود ، از حمران بن اعين نقل كرده‌اند كه دربارهء امام سجاد عليه السّلام گفته است :
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : الهداية الكبرى ، ص 54 ؛ بصائر الدرجات ، ص 372 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، ص 16 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 496 ؛ قصص الانبياء ، ص 287 ؛ مدينة المعاجز ، ج 1 ، ص 281 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 399 - م . ( 2 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 369 ؛ الكافى ، ج 8 ، ص 165 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 401 و ج 21 ، ص 249 - م .