تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
صادق عليه السّلام روايت شده و در اين روايت راوى گفته است : نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه جفت كبوترى را كه آن‌جا بود ديدم . كبوتر نر بر كبوتر ماده پريد . امام صادق عليه السّلام از من پرسيد : آيا مىدانى چه مىگويد ؟ مىگويد : اى آرام دل من و اى همسر من ، خداوند هيچ آفريده‌اى دوست‌داشتنىتر از تو برايم نيافريده است ، جز مولايم جعفر بن محمد عليه السّلام . « 1 » * على بن اسماعيل ، از محمد بن عمرو بن سعيد زيات ، از پدرش ، از فيض بن مختار روايت كرده كه گفته است : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : سليمان بن داوود گفت :
عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
. اينك به خداوند سوگند ، ما نيز زبان پرندگان تعليم داده شده‌ايم و همه چيز به ما داده شده است . « 2 » * محمد بن حسين بن ابى الخطاب ، از نضر بن شعيب ، از عمر بن خليفه ، از شيبه ، از فيض ، از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفته است : از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : اى مردم ، زبان پرندگان را به ما آموخته‌اند و از هرچيز به ما داده شده است . اين همان برترى آشكار است . « 3 » * احمد بن محمد بن عيسى ، از [ على بن ] احمد بن محمد بن ابى نصر ، از يكى از يارانش روايت كرده كه گفته است : به امام صادق عليه السّلام فاخته ، ورشان و پرنده‌اى راعبى هديه كردند . امام عليه السّلام فرمود : فاخته مىگويد : شما را از دست بدهم ! شما را از دست بدهم ! پيش از آن كه خود از دست برويد آن را از ميان ببريد . پس فرمود آن را كشتند . ورشان مىگويد : پاكيد ، پاكيد ! از اين روى آن را به يكى از ياران خويش هديه كرد . اما پرندهء راعبى نزد من مىماند و به آن انس مىجويم . « 4 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : دلائل الامامه ، ص 283 ؛ مدينة المعاجز ، ج 5 ، ص 413 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 269 - م . ( 2 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 364 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 170 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 264 - م . ( 3 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 365 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 171 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 264 - م . ( 4 ) . حديث را بنگريد در : مستدرك الوسائل ، ج 8 ، ص 291 ؛ مدينة المعاجز ، ج 5 ، ص 414 ؛ بحار الانوار ، ج 62 ، ص 13 . در اين حديث از سه پرنده از خانوادهء كبوتران ياد شده است : فاخته كه شناخته شده است . ورشان كه به گزارش واژه ياب پارسى تازى گشته است و آن را كبوتر جنگل و به گويش مشهدى موسىكوتقى گويند . عرب‌ها نيز نام قمرى را بر آن نهاده‌اند . اما طير راعبى كه در برخى منابع به جاى آن حمام راعبى نيز آمده نامى منسوب به راعب است و آن را پرنده‌اى ميان فاخته و كبوتر دانسته‌اند - م .