خداوند به او وحى فرستاد : من چون سخنى بگويم بدان وفا كنم . « 1 »
[ آگاهى از زبان جانوران ]
* يعقوب بن يزيد ، از حسن بن على وشاء ، از كسى كه از او روايت كرده است ، از على بن اسماعيل ميثمى ، از منصور بن يونس ، از ابو حمزه ثمالى نقل كرده كه گفته است : در سراى على ابن حسين عليه السّلام با او بودم . در اين سراى درختى بود و گنجشكانى بر درخت نشسته بودند و آواز مىخواندند .
امام عليه السّلام پرسيد : آيا مىدانى اينان چه مىگويند ؟
گفتم : نمىدانم .
فرمود : خداى را تسبيح مىگويند و روزى خود مىطلبند . « 2 »
* احمد بن محمد بن عيسى و محمد بن اسماعيل بن عيسى ، از على بن حكم ، از مالك بن عطيه ، از ابو حمزه ثمالى روايت كردهاند كه گفته است : نزد على بن حسين عليه السّلام بودم . چون گنجشكان پراكندند و آواز خواندند فرمود : اى ابو حمزه ، آيا مىدانى چه مىگويند ؟ گفتم : نه .
فرمود : پروردگار خويش را به پاكى مىخوانند و روزى روز خود را مىطلبند . سپس فرمود :
اى ابو حمزه ، زبان پرندگان به ما تعليم شده است و از همه چيز داده شدهايم . « 3 »
* احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن خالد برقى ، از يكى از رجال خود كه حديث را مرفوعا نسبت داده است ، از امام صادق عليه السّلام همين را روايت كرده و گفته است : در اين هنگام مردى اين آيه را تلاوت كرد :
عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
« 4 » .
پس امام صادق عليه السّلام فرمود : دربارهء ما « قدرى از همه چيز » نيست ، بلكه « همه چيز داده شدهايم » . « 5 »
* از همو ، از احمد بن يوسف ، از على بن داوود حداد ، از فضيل بن يسار دربارهء امام
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 361 ؛ بحار الانوار ، ج 13 ، ص 400 و ج 26 ، ص 180 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 361 ؛ دلائل الامامه ، ص 205 ؛ مدينة المعاجز ، ج 4 ، ص 265 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 263 ، ج 61 ، ص 302 ؛ نور الثقلين ، ج 4 ، ص 78 - م .
( 3 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 362 ، 363 و 364 ؛ دلائل الامامه ، ص 205 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 276 ؛ مدينة المعاجز ، ج 4 ، ص 266 و 372 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 269 - م .
( 4 ) . نمل / 16 : ما زبان پرندگان را تعليم يافتهايم و از هرچيزى به ما داده شده است .
( 5 ) . حديث را نيز بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 362 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 263 - م .