تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
ماجرا را با امام عليه السّلام در ميان نهادم . فرمود : مگر تو را از اين كار باز نداشته بودم ؟ دست خود را پيش‌آور . پس دست خويش بر آن كشيد و آب دهان خود بر آن افكند . آن‌گاه مرا سفارش كرد كه شام نخورم . البته من پس از آن توصيه بارها خود را به بىخبرى زدم و شام خوردم و هربار دوباره آن عارضه بازمىگشت . « 1 » * يعقوب بن يزيد ، از محمد بن ابى عمير ، از يكى از رجال خود ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : حسن بن على عليه السّلام فرمود : خداوند را در خاور و باختر دو شهر است كه بارويى از آهن دارند و هرشهر را هزار هزار دروازه طلا است . در اين دو شهر هفتاد هزار هزار زبان وجود دارد كه هركدام غير ديگرى است . من همهء اين زبان‌ها را و آنچه در اين دو شهر و شهرهاى ميان آن‌ها است مىدانم و بر آن دو شهر جز من و جز برادرم حجت ديگرى نيست . « 2 » * موسى بن عمر بن يزيد صيقل ، از على بن اسماعيل ميثمى ، از سماعة بن مهران ، از شيخى از اصحاب ما دربارهء ابو جعفر امام باقر عليه السّلام نقل كرده و گفته است : آهنگ آن داشتيم كه بر او وارد شويم . چون به دهليز سراى رسيديم قرائتى سريانى با صدايى نكو شنيديم كه مىخواند و مىگريست ، تا جايى كه حتى برخى از ما را به گريه انداخت . « 3 » * ابراهيم بن هاشم ، از حسن بن ابراهيم ، از يونس ، از هشام بن حكم در ماجراى بريهه انصارى نقل كرده است كه هشام همراه با بريهه آمدند و با امام كاظم عليه السّلام ديدار كردند . امام عليه السّلام از بريهه پرسيد : اى بريهه ، آگاهى تو از كتاب خدا چگونه است ؟ گفت : من از آن آگاهم . پرسيد : چگونه به تأويل آن اعتماد دارى ؟
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 358 ؛ عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 250 ؛ اعلام الورى ، ج 2 ، ص 70 ؛ مدينة المعاجز ، ج 7 ، ص 123 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 192 و ج 49 ، ص 86 - م . ( 2 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 359 و 514 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 462 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، ص 13 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 176 ؛ مدينة المعاجز ، ج 3 ، ص 253 و 516 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 192 ، ج 27 ، ص 41 ، ج 43 ، ص 337 ، ج 54 ، ص 327 - م . ( 3 ) . حديث را بنگريد در : مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 327 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 294 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 358 - م .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 396 | الشيخ المفيد / صابرى