چون آن مرد به درون آمد امام صادق عليه السّلام به او فرمود : اى فلانى ، آيا مىخواهيد براى هر كدامتان از آسمان صحيفههايى گشوده « 1 » برسد ؟ آنچه را دوستت با تو در ميان نهاده حق است .
مرد گفت : فدايت شوم ، دوست دارم آن را از شما بشنوم .
امام عليه السّلام فرمود : فلان - مقصود امام كاظم عليه السّلام بود - امام و راهنماى تو پس از من است .
هيچكس مدعى اين مقام نمىشود مگر آنكه دروغگو و تهمتزن باشد .
امام سپس به آن مرد كوفى كه سخن گفتن به نبطى را نيك مىدانست و صاحب قبالههايى « 2 » چند بود رو كرد و فرمود : « درقه « 3 » » .
امام صادق عليه السّلام سپس فرمود : درقه به زبان نبطى بدان معنا است كه آن را بگير . آرى ، آن را بگير . « 4 »
* محمد بن جزك ، از ياسر خادم نقل كرده كه گفته است : غلامان امام كاظم عليه السّلام از صقالبه و روميان بودند و امام عليه السّلام به آنان نزديك بود . يك شب امام عليه السّلام شنيد كه با همديگر به زبان غير عربى سخن مىرانند و مىگويند : ما در سرزمين خود در هرسال رگزنى مىكرديم . اما اينجا رگزنى نكردهايم .
چون فرداى آن روز شد امام عليه السّلام نزد يكى از پزشكان فرستاد و به او گفت : براى فلان كس فلان رگ را بزن و براى فلان كس فلان رگ را . سپس فرمود : اى ياسر ، اما تو رگ نزن .
ياسر گويد : اما من رگزنى كردم و پس از آن دستم ورم كرد و سياه شد .
امام عليه السّلام از من پرسيد : اى ياسر تو را چه شده است ؟
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 52 سورهء مدثر :يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً ؛هركدام از آنها انتظار دارند نامهء جداگانهاى از خدا براى او فرستاده شود .
( 2 ) . مقصود از قباله ، مسئوليت ، تعهد يا قراردادى است كه به موجب آن انسان به انجام كار يا پرداخت چيزى متعهد مىشود . قباله را به كفالت نيز اطلاق كردهاند . سندى را هم كه تعهد در آن نوشته شده باشد قباله گويند .
اما در متون حديثى ظاهرا قباله ناظر به آن است كه كسى زمين ناآباد را از صاحبانش براى مدتى در اختيار گيرد و در ازاى اجرتى آباد كند . بنگريد به : معجم الفاظ الفقه الجعفرى ، ص 328 ؛ معجم لغة الفقهاء ، ص 355 ؛ القاموس الفقهى ، ص 294 ؛ الكافى ، ج 5 ، ص 268 و 269 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 248 ؛ وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 295 ؛ القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 34 - م .
( 3 ) . در منابع عبارتهاى مختلف « درفه » و « زرفه » نيز آمده است - م .
( 4 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 360 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 761 ؛ مدينة المعاجز ، ج 6 ، ص 82 ؛ بحار الانوار ، ج 48 ، ص 25 - م .