آنكه قريش چون او را مىديد مىگفت : كرم و بزرگوارى به بزرگوارىها و خوىهاى ستودهء او بازمىگردد .
او بر بلنداى قلهء عزت كه تازيان و غير تازيان در دوران اسلام و ديگر دوران از رسيدن بدان فروماندهاند سر مىآسايد .
چون به استلام ركن مىآيد گويى اين ركن است كه به حرمت آگاهى از كف پر سخاوت او دست وى را به خويش مىكشد .
از شرم و ادب ديده فرو مىهلد ، در حالى كه از ابهت او ديگران ديده فروافكنند ، و او جز به لبهايى خندان سخن بر زبان نياورد .
از نور سيماى او است كه تاريكىها مىشكافد ، چون خورشيد كه از تابش آن ظلمتها از هم گسلند .
در كف او خيزرانى است كه بويش همه جا مىگسترد .
آن عبير از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سرچشمه مىگيرد ، همو كه نيك نهاد است و خصلت و خويش پاك و پسنديده است .
بر دوش كشندهء بارهاى كسان ، آنگاه كه فرومانند و همان مرد كه خصلتهايى شيرين دارد و نعمتها نزد او شيرين است .
اگر او را نمىشناسى ، او فرزند فاطمه عليها السّلام است كه زنجيرهء پيامبران الهى به پدر او ختم يافته است .
اين پسر فاطمه عليها السّلام است كه تبارى بس تابناك دارد و در بهشت جاويد قلم به نام او جريان يافته است .
خداوند از اين پيش او را بر ديگران برترى بخشيد و فراتر داشت و در لوح تقدير او قلم بر اين پيش رفت .
آنكه برترىهاى همهء پيامبران نزد پدر او فروتر است و همهء امتها به برترى امت او گردن نهادهاند .
نيكى او همهء مردمان را در برگرفت و از پس آن هرچه تيرهبختى ، تنگدستى و سياهى بود رخت از ميان بربست .
هردو دست او به آسمانى پرباران مىماند كه سودش همه جا گستر است و هيچ كاستى و
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٥٠