فقدان دامنگيرش نشود .
نرم خوى است و كسان را از خشم او بيمى نيست و دو ويژگى او را مىآرايد : خوى خوش و بزرگوارى .
هيچگاه وعده نشكند ، نهادش نيك اقبالى است ، آستانهاش بر همگان گشوده است و به گاه عزم بس با تدبير است .
او از جماعتى است كه دوستى با ايشان ديندارى ، دشمنى با ايشان كفر و نزديك شدن به ايشان مايهء رهايى و پناهگاه است .
به دوستى آنان هربدى و بلايى دور شود و احسان خداوند و نعمتها فزونى گيرد .
پس از نام خدا نام ايشان در هرآغاز بر زبانها است و سخن نيز پس از نام خدا با نام ايشان پايان پذيرد .
اگر پرهيزگاران را بشمرند ، آنان سرآمد همهاند و اگر پرسند برترين كسان در روى زمين كىاند پاسخ آيد كه اينانند .
هيچ بزرگى به كرانهء كرامتهاى ايشان در نرسد و هيچ خاندانى ، هرچند اهل كرم باشد ، نزديك شدن به ايشان را نتواند .
آنان آنگاه كه بحرانى دامن زندگى مردمان گيرد بارانند و آنگاه كه نبرد شعله افروزد شيران .
از آن والاترند كه نكوهش دامن ايشان گيرد ، تبارى خجستهاند و دستهايى كه همواره به دهن گشوده است .
سختى روزگاران هيچ از گشادهدستى ايشان نكاهد و در همه احوال اهل سخاوتند ، خواه ثروتمند باشند و خواه نادار و گرفتار .
كداميك از مردمان است كه او را از نياكان اين مرد يا از خود اين مرد منت و نعمتى نرسيده باشد ؟
هركه خدا را بشناسد نياكان اين مرد را هم مىشناسد و دين را مردم از خانهء اين مرد به چنگ آوردهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) . قصيدهء فرزدق قصيدهاى شناخته شده است و روايت اختصاص از آنكه با روايت ديوان فرزدق نيز تفاوت -