تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
ابن قتيبه ، از عبد الحكم قتيبى ، از ابو كيسه و يزيد بن رومان برايمان نقل كرده كه گفته‌اند : چون عايشه آهنگ روانه شدن به بصره كرد نزد ام سلمه كه در مكه بود رفت و به او گفت : اى دخت ابو اميه ، تو بزرگ‌تر ام المؤمنين بودى ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در خانهء تو سكونت مىگزيد ، در خانهء تو ميان ما قسمت مىكرد و وحى در خانهء تو بر او فرود مىآمد . ام سلمه گفت : اى دخت ابو بكر ، تو به ديدارم آمده‌اى ، در حالى كه تو بىدليل به ديدار هيچ كس نرفته‌اى . ناگزير به دليلى اين سخنان را بر زبان مىرانى . عايشه گفت : پسرم و برادرزاده‌ام مرا از اين آگاهانده‌اند كه آن مرد « 1 » به ستم كشته شود و در بصره صد هزار شمشير باشد كه فرمان برده شوند . اكنون آيا تو را تمايلى هست كه من و تو در كنار هم برخيزيم ، شايد خداوند ميان دو گروه كه در نزاع يكديگرند ، صلح آورد . ام سلمه گفت : اى دخت ابو بكر ، آيا خونخواهى عثمان مىكنى ؟ تو خود سخت‌ترين كسان در برابر او بودى و خود او را به تبرى جستن مىخواندى . شايد هم مىخواهى پيمان حكومت پسر ابو طالب را بشكنى ، در حالى كه مهاجران و انصار از او پيروى كرده‌اند . تو آستانهء اين امت در بارگاه پيامبر خدا و پرده‌اى آويخته بر حرم اويى . از اين پيش قرآن دامن تو را جمع كرده است ، اين دامن مگشاى ، در پستوى خانهء خود مسكن گزين و دشت و بيابان را آوردگاه خويش مساز . خداوند پشت سر اين امت است . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خود جايگاه تو را مىدانست و اگر مىخواست عهدى را به تو بسپارد ، مىسپرد . اما پيامبر تو را از اين‌كه در سرزمين‌ها از اين سوى بدان سوى بتازى بازداشت . اگر ستون خيمهء اسلام گسست بردارد ، زنان آن را التيام ندهند و اگر بشكند زنان آن را باز نسازند . غيرت زنان اين است كه خود را در معرض نگذارند و دامن جمع كنند و دست هوس كوتاه دارند . اگر نبود آن‌كه در يكى از صحراها و آن هنگام كه بچه شترانى از اين آبشخور به آبشخور ديگر مىبردى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به تو كنايه‌اى فرمود ، من هرگز اين سخنان با تو نمىگفتم . اما اينك بدان كه آن هوس كه در سر دارى از چشم خدا پنهان نيست و به سوى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بازگردانده خواهى شد در حالى كه پردهء شرم خاندان او را كنار زده‌اى و پيمان او را وانهاده‌اى . به خداوند سوگند مىخورم ، اگر به اين راه كه تو مىگويى درآيم و سپس مرا گويند به بهشت درآى ، از اين شرم مىكنم محمد صلّى اللّه عليه و آله را در شرايطى ديدار كنم كه پرده‌اى را كه بر من زده
هامش
( 1 ) . مقصود عثمان بن عفان است - ح .