هم دروغگو باشد او را به دروغى كه گويد به خدا واگذاريم .
دوستش گفت : چرا اگر نشانهاى در او بينى از او پيروى نكنى ؟
گفت : مگر نمىبينى اين مردم با ما چه كردهاند ؟ ما را گرامى داشتهاند ، ثروتمند كردهاند و برايمان كنيسه ساختهاند و در آن نام ما را بلند داشتهاند . پس چگونه دل را ياراى درآمدن به آيينى است كه در آن ، فراتر و فروتر با يكديگر برابرند ؟
بارى ، چون اين مسيحيان به مدينه رسيدند يكى از ياران پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كه آنان را ديد گفت : هيچ هيئتى از هيئتهاى عرب زيباتر از اينان نديدهايم . گيسوانى بلند و جامههايى رنگين داشتند . در آن هنگام پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از مسجد دور بود و چون گاه نماز و نيايش آن مسيحيان رسيد برخاستند و در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رو به شرق نماز گزاردند . مردانى از ياران پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آهنگ باز داشتن آنان از اين كار را كردند . اما پيامبر بديشان روى نهاد و فرمود : آنان را واگذاريد .
چون نماز خويش به پايان رساندند نشستند و با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مناظره پرداختند .
گفتند : اى ابو القاسم ، دربارهء عيسى عليه السّلام با ما جدل كن .
فرمود : او بنده و فرستادهء خداوند و كلمهء او بود كه به مريم القا كرد و نيز روحى بود از جانب او . « 1 »
يكى از آن دو كشيش گفت : اما او فرزند خدا و يكى از دو تن است .
ديگرى نيز گفت : او سومين تن از سه كس است : پدر ، پسر و روح القدس . ما در قرآنى كه بر تو فروفرستاده شده است اين تعبير را شنيدهايم ، آنجا كه مىگويد : چنان كرديم ، قرار داديم و آفريديم . اگر خداى يكى بود مىگفت : آفريدم ، قرار دادم و كردم .
پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به خويش فرورفت و وحى را دريافت كرد ؛ آيات آغازين سورهء آل عمران تا آيهء شصت بر او نازل شد . از اين آيهها است :
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
« 2 » .
هامش
( 1 ) . اشاره به آيه 171 سورهء نساء :وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ- م .
( 2 ) . آل عمران / 61 : پس هركه در اينباره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده با تو محاجه كند بگو : بياييد -