چنين شد كه گفتند : اى ابو القاسم ، آيا به اينان با ما مباهله مىكنى ؟
فرمود : آرى . اينان پس از من آبرومندترين كسان نزد خداوند و نزديكترين وسيله بر درگاه اويند .
راوى گويد : پس آن دو تن به ترديد و تزلزل افتادند و گفتند : اى ابو القاسم ، ما هرسال تو را هزار شمشير ، هزار سپر ، هزار خنجر و هزار دينار مىدهيم ، بر اين قرار كه سپر و شمشير و خنجر نزد تو امانت باشد تا مردمان ما كه پشت سر ما هستند بيايند و ما آنان را از آنچه ديدهايم و نظاره كردهايم آگاه سازيم و آنچه از آن پس رخ دهد در حضور آنان باشد : يا اسلام ، يا جزيه و يا اينكه هرسال يك بار با يكديگر مباهله كنيم .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين را از شما مىپذيرم . سوگند به آنكه مرا به گراميداشت برانگيخت ، اگر با من و اين كسان كه زير كسا بودند مباهله مىكرديد ، خداوند همهء اين دره را برايتان از آتش مىآكند و اين آتش چنان شعله مىافروخت كه در زمانى كوتاهتر از چشم برهم زدن به همهء كسانى كه پشت سر آن هستند مىرسيد و شما همه را در شعلههاى خويش مىسوزاند .
آنگاه جبرئيل روح الامين بر او نازل شد و فرمود : اى محمد ، خداوند تو را درود مىفرستد و مىگويد : به عزت و جلال و به بلند مرتبگىام سوگند اگر همراه آنان كه در زير كسا بودند با همهء آسمانيان و زمينيان مباهله مىكردى ، آسمان پارهپاره فرومىافتاد و به هرسو مىپراكند و زمين قطعهقطعه به هرسوى روانه مىگشت و بر آن استقرار نمىتوانستى يافت .
پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستان خويش را بلند كرد تا جايى كه سفيدى زير بغل او ديده شد . سپس فرمود : و نفرين خداوند تا روز قيامت بر كسانى باد كه بر شما ستم روا داشتند و پاداشى را كه خداوند به پاس رسالت من در ميان شما بر آنان واجب ساخته بود كم گذاردند . « 1 »
[ ام سلمه و عايشه ]
* محمد بن على بن شاذان برايم نقل كرده و گفته است : احمد بن يحيى نحوى مشهور به ابو العباس ثعلب برايمان نقل كرده و گفته است : ابو عبد الرحمن احمد بن سهل برايمان نقل كرده و گفته است : يحيى بن محمد بن اسحاق بن موسى برايمان نقل كرده و گفته است : ابو بكر احمد
هامش
( 1 ) . رضى الدين احمد بن ابى القاسم بن سعد الدين مشهور به سيد بن طاووس در كتاب سعد السعود ( ص 91 ) اين حديث را به همين سند از كتاب تأويل ما انزل من القرآن الكريم فى النبى صلّى اللّه عليه و آله تأليف ابو عبد اللّه محمد بن عباس معروف به حجام نقل كرده است - ح .