تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
خوشبو سازيد ، در حالى كه نزد من درونتان چون درون يك لاشهء بدبو است . اى بنى اسرائيل ، به پيامبر امى من ايمان آوريد ، همو كه در آخر الزمان است ، صاحب سيمايى تابناك و شترى سرخ موى ، همو كه به نور آراسته است ، دلى پاك دارد و جامه‌اى خشن بر تن آرايد . نزد من مهتر همهء گذشتگان است و عزيزترين برجاى ماندگان ، آن‌كه از سنت من پيروى كند و راه من پيمايد و به دست خويش و براى من با مشركان پيكار كند . بنى اسرائيل را به او مژده ده و آنان را بفرماى كه او را پشتيبانى كنند و يارى دهند . عيسى عليه السّلام گفت : پيراسته‌اى خدايا ، پيراسته‌اى خدايا ، اين بندهء درستكار كه مهرش در دل من است و چشمانم او را نديده ، كيست ؟ خداوند فرمود : او از تو است و تو از اويى . او همسر گزيده‌اى از دختران مادر تو است . فرزندان اندك و همسران بسيار دارد . در مكه ، جايى كه قدمگاه ابراهيم عليه السّلام است منزل مىگزيند . نسل او از همسرى خجسته است كه در بهشت همسوى مادر تو خواهد بود . آن مرد را منزلتى و الا است ، چشمانش مىخوابد ، ولى دلش نمىخوابد . هديه مىگيرد ولى صدقه نمىپذيرد . او را حوضى است از آستانهء زمزم تا غروبگاه خورشيد ، جايى كه خورشيد پنهان مىشود . در آن حوض نوشيدنىهايى از « رحيق » و « تسنيم » است و بر آن جام‌هايى به شمار ستارگان آسمان كه هر كس از آن‌ها جرعه‌اى بنوشد هرگز تشنه نشود . اين همه بدان سبب است كه او را بر ديگر فرستادگان برترى داده‌ام . سخنش با كردارش و پيدايش با پنهانش همسويى كند . خوشا بر او و خوشا بر امت او ! آنان كه بر آيين او مىزيند ، بر سنت او مىميرند و با خاندان او همدل و همراهند . در امنيت و آرامشند و بس خجسته . او در روزگارى از قحطى و خشكسالى برمىخيزد و مرا مىخواند و از آن پس آسمان بندهاى مشك خود مىگشايد تا تأثير بركت آن در كرانه‌هاى آن سرزمين جلوه كند و در آنچه او دست خويش بر آن زند بركت نهم . عيسى عليه السّلام گفت : او را نام ببر . فرمود : باشد . او احمد است و محمد ، فرستادهء من به همهء مردمان كه نزد من نزديك‌ترين جايگاه را دارد و پذيرفته‌ترين شفاعت را . به هيچ چيز جز آنچه دوست دارم فرمان ندهد و جز از آنچه خوش ندارم بازندارد . همسفر عاقب كه چنين شنيد به او گفت : پس چگونه ما را نزد كسى مىبرى كه بر اين ويژگىها است ؟ گفت : وضع او را مىبينيم و نشانه‌هاى او را مىنگريم تا اگر او همان باشد او را به مسالمت يارى رسانيم و بىآن‌كه پى برد ، به دارايى خويش او را از پيروان دين خود بازبداريم ، و اگر