تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
آزمندى به دنيا . « 1 »

[ ولايت اهل بيت عليه السّلام ]

* سهل بن زياد آدمى برايم نقل كرده و گفته است : عروة بن يحيى برايم از ابو سعيد مدائنى نقل حديث كرده كه گفته است : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : معناى اين سخن خداوند چيست كه فرموده است :
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا
« 2 » . فرمود : اى ابو سعيد ، مقصود نامه‌اى است كه خداوند دو هزار سال پيش از آن‌كه آفريدگان را بيافريند براى ما نوشت و آن را در عرش يا در زير عرش همراه خود داشت . در آن نوشته است : اى شيعيان خاندان محمد ، پيش از آن‌كه بخواهيد عطايتان دادم و پيش از آن‌كه آمرزش طلبيد شما را آمرزيدم . هركدام از شما كه به ولايت خاندان محمد نزد من آيد او را به رحمت خويش در بهشت خود جاى دهم . « 3 »

[ نيكى بدون پرسش ]

* محمد بن جعفر بن ابى شاكر ، از يكى كه برايش نقل كرده بود ، از يكى از مردان ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : خداوند كار نيك را سزا دهد ، آن‌گاه كه پيش از آن مسألتى نشده باشد . اما چون برادرت به حاجتى نزد تو آيد و از اين بيم كه آيا خواسته‌اش را به او مىدهى يا نمىدهى صورتش چنان سرخ شده باشد كه گويى همهء خونش در چهرهء او است به خدا سوگند و باز هم به خدا سوگند - اگر همهء آنچه را در اختيار دارى به او وانهى با او برابر نكرده‌اى . « 4 »
هامش
( 1 ) . در منابع گوناگون اين چهار نشانه نشانه‌هاى تيره‌بختى معرفى شده‌اند . بنگريد به : الكافى ، ج 2 ، ص 290 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 360 ؛ الخصال ، ص 243 ؛ تحف العقول ، ص 12 و 47 ؛ روضة الواعظين ، ص 414 ؛ كنز الفوائد ، ص 184 ؛ معدن الجواهر ، ص 39 ؛ مكارم الاخلاق ، ص 437 ؛ مشكاة الانوار ، ص 447 ؛ بحار الانوار ، ج 67 ، ص 52 ، ج 69 ، ص 107 ، ج 70 ، ص 162 ، 164 و 349 ، ج 74 ، ص 52 ، 65 ، 151 ، 170 ، ج 90 ، ص 328 و 330 ؛ وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 337 ، ج 16 ، ص 45 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 1 ، ص 394 ، ج 6 ، ص 22 ؛ ميزان الحكمه ، ج 2 ، ص 993 ، 1481 ؛ نور الثقلين ، ج 2 ، ص 398 - م . ( 2 ) . قصص / 46 : آن دم كه ندا در داديم تو در جانب طور نبودى . ( 3 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 13 ، ص 362 ، ج 24 ، ص 266 ، ج 26 ، ص 294 و ج 65 ، ص 64 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 1 ، ص 246 ، ج 6 ، ص 114 و 115 ؛ تفسير فرات ، ص 316 - م . ( 4 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 71 ، ص 414 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 7 ، ص 238 - م .