تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
هرگاه كارى ناپسند مىديدم آتشى برمىافروختم و قنبر را فرامىخواندم . « 1 » * در روايت عامه است كه از قنبر پرسيدند : وابستهء چه كسى هستى ؟ گفت : من غلام آن كسى هستم كه به دو شمشير بر دشمن نواخت ، به دو نيزه پيش تاخت ، به دو قبله نماز گزارد و به دو بيعت گردن نهاد ، دو بار هجرت گزيد و هيچ دم كفر نورزيد . من غلام درستكارترين مؤمنان ، وارث پيامبران ، برترين اوصيا ، بزرگ‌ترين مسلمانان ، تكيه‌گاه ايمان آوردگان ، نور مجاهدان ، پيشواى گريه‌كنندكان ، زيور پرستشگران ، چراغ راه‌يافتگان ، فروغ بر جاى ايستادگان ، برترين به حق روى آوردگان ، زبان پيامبر خداى جهانيان و نخستين وصى آل يس‌ام ، آن‌كه جبرئيل امين تأييدش كرد ، ميكائيل متين يارىاش رساند ، نزد همهء آسمانيان ستوده است ، از ناموس مسلمانان دفاع كند ، با دشمنان كينه‌توز دين پيكار ورزد و آتش شعله‌افروزان خاموش كند ، همو كه پرافتخارترين كس از قريشيان است و نخستين كسى كه جنگيد و به دين خواند . امير مؤمنان ، وصىّ پيامبر خدا بر جهانيان ، امين او بر آفريدگان و خليفهء او در ميان همهء كسانى است كه پيامبر به سويشان برانگيخته شده است . مهتر مسلمانان و پيشى جستگان است ، قاتل پيمان‌شكنان و ستم‌پيشگان ، از ميان برندهء مشركان و تيرى از كمينگاه الهى بر ضد منافقان . زبان سخن خداست ، ياور او در زمين ، خزانهء دانش او ، پناهگاه دين او ، پيشواى نيكان ، پسنديدهء خداى پراقتدار جهانيان ، پرگذشت ، گشاده‌روى ، پرشرم ، سرآمد كمال ، شب‌زنده‌دار ، پاك و پيراسته ، برخاسته از سرزمين ابطح ، مردى كامل و بلند همت ، شكيبا و روزه‌دار ، راه يافته و پايدار ، درهم شكنندهء پشت اردوى ستم ، برهم زنندهء دشمنان دست داده به هم ، دليرترين ، پايدارترين و شجاع‌ترين مردمان ، قهرمان جنگاور ، شيرى دلير ، پرتدبيرى استوار دل ، خردمندى سخنور و دليل‌آور ، نيك تبار و والاتبار ، آن‌كه از قبيله‌اى برجسته است و از خاندان پاك و پيراسته و وارسته ، مردى از بنى هاشم و پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه از جانب او امانت ادا كرد . امامى هدايت‌گر و هدايت يافته كه از تباهى دورى گزيد ، مهربان چهر و دلاور و سرآمد سرآمدان . « 2 »
هامش
( 1 ) . حديث با دنباله‌اى در منابع نقل شده است . بنگريد به : بحار الانوار ، ج 2 ، ص 285 و ج 76 ، ص 227 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 15 ، ص 88 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 18 ، ص 170 - م . ( 2 ) . روايت در ديگر منابع نيز آمده است . براى نمونه بنگريد به : اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 288 و 289 ؛ بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 133 و 134 به نقل از : اختصاص - م .