است . پدرم گفت : پس از او بپرس آيهء
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
« 1 » دربارهء چه كسى نازل شده ، آيهء
وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ
« 2 » در بارهء چه كسى نازل شده و آيهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا
« 3 » دربارهء چه كسى فرود آمده است .
آن مرد نزد ابن عباس رفت . او خشمگين شد و گفت : دوست داشتم آنكه تو را چنين فرمانى داده است خود با من روياروى مىشد تا از او بپرسم . اما تو از او در اينباره بپرس كه عرش از چيست ، كى آفريده شده و چگونه است ؟
آن مرد نزد پدرم بازگشت و آنچه را ابن عباس گفته بود گفت .
پدرم پرسيد : آيا دربارهء آن آيهها تو را پاسخ داد ؟
گفت : نه .
پدرم فرمود : اما من در اينباره به واسطهء يك نور و علمى كه نه به دعوى دهند و نه به كسى نسبت يابد ، تو را پاسخ دهم . آن دو آيهء نخست دربارهء او و پدرش نازل شده و آيهء سوم نيز دربارهء پدرم و دربارهء ما فرود آمده است .
اين هم كه پرسيده كه عرش از چه آفريده شده است ، خداوند آن را چهارمين پديده قرار داد . او پيش از آن تنها سه چيز بيافريد : هوا ، قلم و نور . آنگاه عرش را از رنگ نورهايى گوناگون آفريد . نور سبز از آن جمله نورها است كه سبزينهها به آن سبز شدهاند ؛ نور زرد از آنها است كه زردينهها به آن زرد شدهاند ؛ نور سرخ از آن نورها است كه قرمزها به آن قرمز شدهاند ؛ و نور سفيد از آن نورها است كه خود نور نورها است و پرتو خورشيد نيز از آن است .
سپس آن را هفتاد هزار لايه ساخت ، هرلايه فراتر از ديگر لايه ، از آغاز عرش تا فروترين فروترها . از اين ميان هيچ لايهاى نيست كه با صدايى متفاوت و زبانى ناهمانند تسبيح و تقديس او نگويد . و اگر يكى از اين تسبيحها و تقديسها را آن لايه كه فروتر است مىشنيد ، همهء كوهها ، شهرها و دژها از ميان رفته بود و درياها فرونشسته بود و هرچه در زير آنهاست نابود شده بود . آن عرش را هشت ركن است و هرركنى را فرشتگانى بر دوش
هامش
( 1 ) . اسراء / 72 : هركه در اين سراى كور باشد در آن ديگرى هم كور و گمراهتر است .
( 2 ) . هود / 34 : و اگر بخواهم شما را اندرزى دهم اندرز من شما را سودى نمىبخشد .
( 3 ) . آل عمران / 200 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد .