تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
مىكشند كه تنها خداوند شمارشان را مىداند . آن‌ها روزوشب تسبيح مىگويند و هيچ سست نمىشوند . اگر هم هريك از فرشتگان از آنچه فراتر از ايشان است چيزى حس كند چشم برهم زدنى ميان او و آن احساس و نيز جبروت ، كبريا ، عظمت ، قدس و رحمت نماند . وراى اين نيز هيچ سخنى نيست . اما آن‌كه سرگردان مانده طمعى جز اين بربسته است . در صلب او « 1 » وديعه‌اى است كه براى آتش دوزخ آفريده شده است و از آن نسل كسانى برمىخيزند كه مردمانى را آن‌سان كه از اين پيش به دين خدا درآمده‌اند از دين الهى بيرون برند . زمين در آن روزگار به خون بچگانى از خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله رنگين شود كه پيش از فرارسيدن زمان مناسب برخاسته‌اند و بىآن‌كه كسى پاسخشان دهد مطالبه كرده‌اند . آن روز كسانى كه ايمان آورده‌اند و شكيب مىورزند و به صبر توصيه مىكنند ، از اين خدا پاسبانى خواهند كرد ، تا زمانى كه خدا ميان ما حكم كند كه او نكوترين داور است . « 2 »

[ بلال و صهيب ]

* بلال موذن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بدرود حيات گفت خانه‌نشين شد و براى هيچ‌يك از خليفگان اذان نگفت . امام صادق عليه السّلام درباره‌اش فرموده است : خداوند بلال را رحمت كناد ! او ما خاندان را دوست داشت . خداوند صهيب را لعنت كناد ! او با ما دشمنى داشت . در حديثى ديگر نيز آمده است : او بر « ر م ع « 3 » » مىگريست . « 4 »

قنبر

* احمد بن محمد بن يحيى ، از عبد اللّه بن جعفر حميرى ، از هارون بن مسلم ، از مسعدة بن صدقه ، از جعفر بن محمد عليه السّلام ، از پدرش عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : على عليه السّلام فرمود :
هامش
( 1 ) . مقصود ابن عباس است و اين سخن نيز اشاره به عباسيان - م . ( 2 ) . اين حديث به صورت كامل و يا بخش‌هايى از آن در منابع حديثى آمده است . بنگريد به : التوحيد ، ص 326 ؛ كتاب الغيبه ، ص 199 ؛ اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 275 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 289 ، ج 24 ، ص 387 و ج 55 ، ص 25 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 11 ، ص 250 ؛ نور البراهين ، ج 2 ، ص 208 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 7 ، ص 160 - م . ( 3 ) . چونان كه طريحى گويد اين نام مقلوب شده است - ح . ( 4 ) . خبر در منابع مختلف آمده است . بنگريد به : من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 504 ؛ اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 192 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 142 ؛ تهذيب المقال ، ج 5 ، ص 312 - م .