كما اينكه ما مىبينيم بهطور بديهى اين كار توسط خود ما امكان دارد . و ظاهرا مراد علماى پيشين كه محل نزاع در اين مسئله را تحرير كردهاند ، جز اين نبوده است . و امّا كشاندن بحث به مسألهاى فوق اين ، خروج از محل نزاع است . كما اينكه تصوير استحاله در اين امر ، شبهه در امر بديهى است . و همينطور است سخن در باب استعمال لفظ در معناى حقيقى و مجازى باهم !
تمرينات
1 - اشتراك لفظى ، اشتراك معنوى و ترادف به چه معناست ؟ براى هريك از آنها مثال بزن .
2 - آيا ارادهء اكثر از معناى واحد در استعمال واحد يك لفظ يا ارادهء معناى حقيقى و مجازى باهم ، صحيح است ؟ و آيا عقلا چنين چيزى ممكن است ؟