تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
1 . بيضاوى [ از عالمان سنّى ] از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه فرمود : « اين امت در يك دوره به قرآن عمل مىكند ، و در يك دوره به سنّت ، و در يك دوره به قياس . و هرگاه چنين كنند گمراه شده‌اند » . 2 . روايتى كه [ فخر رازى ] صاحب محصول از پيامبر ( ص ) آورده و [ ميرزاى قمى ] صاحب قوانين ( در ج 2 ، باب قياس ) آن را نقل كرده است ، كه فرمود : « به زودى امّت من به هفتاد و چند گروه تقسيم مىشوند . از اين ميان ، فتنهء گروهى از همه بيشتر است كه امور را به رأى خويش قياس مىكنند و در نتيجه ، حلال را حرام ، و حرام را حلال مىكنند » . اين دو روايت ، در بطلان قياس ، نص و صريح است و نصّ بر آنچه نص نيست [ ظاهر و مانند آن است ] مقدم مىشود . از اهل بيت ( ع ) روايات فراوانى از اين دست نقل شده كه چند نمونه از آن را مىآوريم : 1 . شيخ صدوق ( ره ) در باب ديات از امام صادق ( ع ) حديث بلندى نقل كرده كه در ضمن آن آمده است : « هرگاه سنّت قياس شود ، دين نابود مىشود » . 2 . [ شيخ صدوق ] در كتاب علل الشرائع از امام صادق ( ع ) در ضمن حديثى بلند آورده است كه آن حضرت به ابى حنيفه فرمود : « اگر دين بر پايهء قياس به دست مىآمد بر زن حائض لازم بود كه نمازش را قضا كند ، چرا كه نماز برتر از روزه است » . 3 . در مجمع البحرين از ائمه ( ع ) نقل شده است كه : « از امر خدا نيست كه شخص دينش را بر پايهء هواى نفس يا رأى و يا قياس به دست آورد » .

2 . استحسان

از جمله ادله‌اى كه در آن اختلاف شده « استحسان » است و در تعريف آن آورده‌اند : « استحسان ، دليلى است كه در عقل مجتهد پديد مىآيد و مقتضى ترجيح قياسى پنهان بر قياسى آشكار و يا استثناى جزيى از حكم كلّى است » . بنابراين ، استحسان ، قياسى پنهان و يا استثنا كردن يك فرد از حكمى كلّى است به خاطر مصلحتى كه مقتضى استثنا كردن از آن حكم مىباشد . بنابراين ، استحسان به قياس و مصالح مرسل بازمىگردد .