تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
گفت : آرى . فرمود : « رنگشان چيست » ؟ گفت : سرخ . فرمود : « آيا در ميان آنها شتر خاكسترى نيز هست » ؟ گفت : « آرى » . فرمود : « از كجا ؟ [ و چگونه شتر خاكسترى از شتر سرخ متولد شده ؟ ] » . گفت : شايد رگى كنده شده باشد . فرمود : « اين نيز شايد بر اثر كنده شدن رگى باشد » . پاسخ به اين استدلال آن است كه در اين روايت تشبيهى در زمينهء طبيعت نسل صورت گرفته و ربطى به قياس در احكام الهى ندارد . 4 . رواياتى است كه بيان مىكند پيامبر ( ص ) قياس مىكرد . [ پاسخ : ] تمسّك به اين روايات خروج از محلّ بحث است ، چون پيامبر ( ص ) اسرار شريعت و علل احكام را مىداند و ازاين‌رو ، قياس‌هاى وى مستند به تعليم و الهام الهى است و او امّى و درس‌ناخوانده بود . بنابراين ، احدى از كسانى كه ميان او و غيبت پرده و حاجبى است ، در خور قياس با او نيست . روايت خثعميه نيز در زمرهء قياس‌هاى پيامبر ( ص ) است كه استدلال به آن براى اثبات درست بودن قياس‌هاى ما ، صحيح نيست . روايت آن است كه خثعميه به پيامبر ( ص ) گفت : پدرم درگذشته است و فريضهء حج برعهدهء اوست ، اگر من از جانب او حج بگزارم وى را سودى مىبخشد ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : « به من بگو اگر دينى برعهدهء پدر تو باشد و تو آن را بپردازى آيا براى او نافع خواهد بود » ؟ گفت : آرى . پيامبر ( ص ) فرمود : « پس دين خدا به ادا كردن سزاوارتر است » . اما اجماع : طرفداران قياس ادعا كرده‌اند كه صحابه برآن اجماع داشته‌اند . شاهد ايشان بر اين ادّعا آن است كه صحابه اجماع داشتند كه بايد در ركاب ابى بكر با كسانى كه از پرداخت زكات طفره مىرفتند ، جنگيد ، چون ايشان خليفهء رسول را به رسول قياس كردند ، [ و گفتند : خليفهء رسول همانند رسول است و همان حكم رسول را دارد و چون جنگيدن در ركاب رسول خدا ( ص ) با كسانى كه زكات نمىپرداختند ، واجب بود ، اين حكم در حق خليفهء رسول ( ص ) نيز صادق است ] . پاسخ : از هيچ‌يك از صحابه روايت نشده كه وى قياس را بدين قصد به كار برده