تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
پيامبر ( ص ) نيست . اما آيهء سوم معنايش روشن‌تر از آن است كه پوشيده ماند . و آن اينكه : كسى كه اين مخلوقات را آفريده ، مىتواند آنها را با همان قدرتى كه ايجادشان كرده ، بازگرداند . كجاى اين آيه به قياس اشاره دارد ؟ ! و برفرض آنكه اشاره‌اى بدان داشته باشد ، چه مناسبتى است ميان قياس كردن خداوند آفرينش آخرت را به آفرينش دنيا ، و قياس كردن ما احكام شرعيه‌اى را كه علل آن را با قطع و يقين نمىشناسيم . و هرگاه علّتى را بدانيم چگونه منحصر بودنش را بفهميم ؟ و هرگاه منحصر بودنش معلوم گردد و آن علّت در فرع نيز موجود باشد ، از نوع منصوص العلّه خواهد بود كه حكمش با سنّت اثبات شده ، حال آنكه قياس ، قسيم سنّت است . اما سنّت : چند حديث است [ كه براى حجيّت قياس بدان تمسك شده است ] . 1 . حديث معاذ بن جبل : رسول خدا ( ص ) چون خواست وى را به سوى يمن بفرستد به او فرمود : « وقتى داوريى بر تو عرضه شود چگونه حكم خواهى كرد ؟ » گفت : براساس كتاب خدا حكم مىكنم ، پس اگر [ آن را در كتاب خدا نيابم ] براساس سنّت رسول خدا حكم خواهم كرد ، و اگر [ آن را در سنّت نيز ] نيابم ، براساس رأى خود اجتهاد مىكنم و كوتاهى نمىكنم . آنگاه رسول خدا بر سينهء او زد و فرمود : « سپاس و ستايش خداى را كه فرستادهء رسول خدا را به آنچه رسول خدا بدان خشنود است ، موفق داشت » . وجه استدلال به اين روايت آن است كه : پيامبر ( ص ) معاذ را بر اجتهاد كردن به رأى ، كه قياس را نيز شامل مىشود ، اقرار و كار او را تأييد كرد . پاسخ : نمىتوان به ظاهر اين روايت عمل كرد ، زيرا دلالت بر اين دارد كه كسى كه حكم خدا را در رويدادى نمىداند مىتواند بدون مراجعه به اهل ذكر براساس رأى و نظر خود حكم كند و اين با آنچه در قرآن آمده ، ناسازگار است ، آنجا كه مىفرمايد : « از اهل ذكر بپرسيد اگر نمىدانيد » « 1 » . ازاين‌رو ، بايد مراد از اجتهاد به رأى رجوع به حكم عقل در جايى كه نصى برآن
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ، آيهء 43 .