فرمود : « درست گفتى اى ابا عمرو ، خداوند نمىخواهد مگر آنكه در خفا پرستش شود . به خدا سوگند ، اگر چنين كنيد براى من و براى شما بهتر است . خداوند از ما در دين خودش جز تقيّه نمىخواهد » .
8 . اين روايت را نيز طبرسى در احتجاج با ذكر سند ، از امام رضا ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : « بخشى از روايات ما مانند آيات محكم قرآن ، محكم است ؛ و بخشى از روايات ما ، مانند متشابه قرآن ، متشابه است . پس روايات متشابه را به روايات محكم باز گردانيد و بدون محكمات از متشابهات پيروى نكنيد كه گمراه خواهيد شد » .
9 . روايتى كه صدوق در معانى الاخبار با سند خود از داود بن فرقد نقل كرده است .
داود مىگويد : شنيدم كه امام صادق مىفرمود : « شما هرگاه معانى كلام ما را بفهميد ، فقيهترين مردم خواهيد بود . يك كلمه وجوه و معانى گوناگونى مىيابد . پس اگر انسانى بخواهد مىتواند كلام خود را به هر صورت كه مىخواهد توجيه كند و دروغ هم نمىگويد » .
10 . روايتى است از رسالهء قطب راوندى كه آن را چنانكه گفتهاند ، با سند صحيح خود از امام صادق ( ع ) نقل مىكند : « هرگاه دو حديث مختلف براى شما نقل شد آنها را بر كتاب خدا عرضه كنيد . پس آن را كه با كتاب خدا موافق بود بگيريد ، و آن را كه با كتاب خدا مخالف بود ، كنار گذاريد . و اگر چيزى دربارهء آن در كتاب خدا نيافتيد ، آن دو روايت را بر اخبار عامّه عرضه كنيد و روايتى را كه با اخبار عامه موافق بود ، كنار گذاريد و روايتى را كه با اخبار ايشان مخالف بود ، بگيريد [ و بدان عمل كنيد ] » .
در برخى از روايات اين باب ، امام ( ع ) فرموده كه دو خبر متعارض را بر كتاب خدا و سنّتهاى پيامبر ( ص ) عرضه كنيد و در مرحلهء بعد ، توقف كرده به ايشان باز گردانيد .
در روايات فراوانى فقط عرضه شدن به اخبار عامه آمده و يادى از ديگر مرجحات نشده است .
با دقت و تأمل در اين روايات ، دانسته مىشود كه برخى از آنها - يعنى سه روايت نخست - تخيير را لازم مىشمارد و بقيه ، اخذ به مرجحات را واجب و لازم
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: على شيروانى
ص٥١٧