تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
3 . آنچه كه حجيّت آن با كتاب و سنت ثابت شود مثل استصحاب ، البته بنابراين كه حجيت آن [ استصحاب ] از اخبار گرفته شود نه از عقل ، كما اينكه در جاى خود خواهد آمد . 4 . اجماع : و توضيح آن در جاى خودش خواهد آمد . 5 . ادلهء عقلى : مثل برائت عقلى و امثال آن از ادله‌اى كه حجيّت آنها با عقل ثابت مىشود ، كما اينكه توضيح‌اش خواهد آمد .

ه ) مسائل اصول فقه

مسائل اصول فقه ، مطالبى است كه مشتمل است بر بيان حجيّت ادلهء فوق و كليهء مباحث الفاظ « 1 » و غير الفاظ ، يعنى مباحثى كه خصوص احتجاج با ادله ، برآن مباحث توقف دارد . و امّا آنچه مطلق احتجاج بر آنها توقف دارد مثل مسائل نحو و لغت - مثلا - اين‌ها داخل در مسائل اصول فقه نيستند زيرا خصوص احتجاج با ادله بر آنها توقف ندارد ، بلكه شناخت معانى خطابات و گفتگوها و غير اين‌ها - همگى - بر نحو و لغت و . . . توقف دارد .
هامش
( 1 ) . اداء الفاظ از آن جهت كه داراى اثرات قضايى و حقوقى است ، مورد بحثهاى اصولى و حقوقى قرار مىگيرد . الفاظ لافظ ، حاكى از مراد و ارادهء او هستند و از اين جهت موضوع قواعد و متدها و اصولى واقع مىشود كه در مبحث الفاظ اصول ، مطرح مىگردند . دكتر حسن امامى در مقدمهء كتاب حقوق مدنى ، جلد دوم ، مىنويسد : بعضى افعال ارادى از نظر خصوصيتى كه دارد اثرات قضايى مخصوص را داراست كه اسناد قضايى ناميده مىشود مانند الفاظ عقود . افعال ارادى مزبور به اعتبار جنبهء كاشفيتى كه از ارادهء فاعل دارد ، مؤثر قرار گرفته است . بنابراين ارادهء حقيقى مولد موضوعات خاصهء حقوق در خارج است و عمل جوارح از لفظ و فعل ، كاشف از آن اراده است . الفاظ عقود به اعتبار آنكه كاشف از ارادهء حقيقى هستند ، گاه ايجاد تعهد مىكند و گاه ديگر نقل ملكيت مىكند » . ر . ك : عيسى ولائى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، نشر نى ، ص 53 . ( غ ) .